آخرین اخبار

بنویسیم ک.ب، بخوانیم کهگیلویه و بویراحمد!

بنویسیم ک.ب، بخوانیم کهگیلویه و بویراحمد! /در موافقت با تغییر نام استان و تحلیل موضوع کوشان اسدی سی سخت ۱- تکرار تاریخ و یادی از قباد خان نیک اقبال سی سختی: این روزها که تغییر نام استان واکنشهای تند بزرگوارانی نخبه و فرهیخته و برخی عزیزان که خود را در مقابل هویت ۵۰ ساله استان […]

اشتراک گذاری
۰۳ آذر ۱۳۹۵
کد مطلب : 3707

بنویسیم ک.ب، بخوانیم کهگیلویه و بویراحمد! /در موافقت با تغییر نام استان و تحلیل موضوع
کوشان اسدی سی سخت

کوشان اسدی

۱- تکرار تاریخ و یادی از قباد خان نیک اقبال سی سختی:

این روزها که تغییر نام استان واکنشهای تند بزرگوارانی نخبه و فرهیخته و برخی عزیزان که خود را در مقابل هویت ۵۰ ساله استان مسئول می بینند، برانگیخته است، یاد داستان جلسه رضا شاه پهلوی با خوانین استان افتادم، و ارزش اقدام والای قباد خان در جو آن زمان بر من آشکار شد. آن روز در میان تقاضاهای اسلحه و مهمات و پول، تنها قباد خان بود که از شاه کشور معلم درخواست کرد. امروز هم تاریخ تکرار می شود و آینده نگری و اندیشه باز در کارزار یک تصمیم سرنوشت ساز محک زده می شود.

خواست قباد خان در آن روز در کنار برکات فراوان برای منطقه و تربیت صدها نخبه علمی و متخصصین بسیار، نهایتاً منجر به تربیت دکتر امین اله نیک اقبالی، دکتر سامان نیک اقبالیان و پروفسور اشکان نیک اقبالی شده است که اکنون، هم نمادی برای به بار نشستن آن تفکرند و هم در کنار پروفسور سید علی ملک حسینی نماد علمی استان در ایران و جهان هستند.

۲- هویت ما چیست؟
اگر بخواهیم هویت را در دو نوع، هویت کنونی و هویت تاریخی مان شرح دهیم، چنین است:
هویت و واقعیات کنونی جامعه ما ، آمار بالای بیکاری، رشد آمار طلاق و خودکشی، نزاع های جمعی، خشونت، اعتیاد، آسیب های جنسی، سو مصرف مواد مخدر و الکل، بحران کوتاهی قد به دلیل تغذیه ضعیف، تخریب محیط زیست، عنوان چماق لری که در صحن مجلس شورای اسلامی به آن اشاره شد ، مشارکت بالا در انتخابات با شور و حرارت و حواشی داغ، نگاه قومی و قبیله ای و طایفه ای، ناکارآمدی نیروی انسانی اداری ناشی از گزینش طایفه ای و قومی، وکم باری نیروی انسانی ناشی از ضعف در تجهیزات و امکانات و ایراد در سیستم آموزشی، میزان کم امید به زندگی و افسردگی عمومی در سطح استان، در کنار صفا و صمیمیت و سختی های زندگی روستایی و عشایری و طبیعت چشم نواز و اقلیم چهار فصل و انواع محصولات کشاورزی، تولید ۲۵ درصد نفت و گاز کشور و منابع غنی طبیعی و معدنی و هوش و استعداد سرشار جوانان و رشادتها و مجاهدتهای رزمندگان جان بر کف استان در جنگ تحمیلی و شمار بالای شهدا، ایثارگران و رزمندگان استان است.

هویت تاریخی سرزمین و مردمان ما اما صرف نظر از رویداد های تاریخ معاصر، با توجه به آثار موجود، از ۳۰ هزار سال پیش در دوران پارینه سنگی شروع می شود، از زمانی که ساکنین این منطقه به همراه گستره وسیع تری، “زاگرس” خوانده می شدند، تا ۱۰ هزار سال پیش که این سرزمین بخش مرکزی “انشان” را تشکیل میداد، تا بر تخت نشاندن کورش هخامنشی و رشادت های گارد جاویدان سلطنتی هخامنشی تا مقابله با اسکندر و تحمیل هزینه های فراوان بر ارتش اسکندر، تا بر تخت نشاندن اردشیر بابکان، و تمدن پویای دوران ساسانی، تا نرفتن زیر بار دولتها و حکومتهای متجاوز بیگانه در طول قرون متمادی پس از ورود اسلام، که یکی از جلوه های آن در قرن سوم هجری و دوران حاکمیت گیلویه در این منطقه نمود می یابد تا رشادتهای مردم این دیار که در قرون بعد از آن ادامه داشته است.

۳- مواضع سیاسیون و مسئولین:
تغییر نام استان و مواضع پیرامون آن می تواند معیاری برای سنجش اندیشه اصلاح طلبی باشد، اندیشه ای که در مقابل جزم اندیشی، تعصب و تحجر قرار دارد.

دیدگاه اصلاح طلبی که هویت اصیل تاریخی را صرف نظر از دین و مذهب محترم می شمارد و همچنین بر اساس نگرش تسامح و تساهل، از ایده های نو برای قرار گرفتن در معرض انتخاب عموم استقبال می کند، به طور واضح، دست کم باید موافق طرح موضوع باشد.

مخالفت شدید و تهدید و ارعاب توسط چهره های سیاسی یا اجتماعی با داعیه اصلاح طلبی، اگر منظور ایشان مخالفت با انجام همه پرسی و نادیده گرفتن شعور عمومی و خرد جمعی باشد، مهر پایانی است بر داعیه اصلاح طلبی ایشان.

۴- جایگاه استاندار محترم استان و دولت محترم در این موضوع:

بدون تردید ورود به چنین موضوعی که علی رغم تبدیل شدن آن به مطالبه عمومی از مدتها پیش، بروز برخی حساسیت ها پیرامون آن قابل پیش بینی بود، نیازمند شجاعت و قاطعیت و سعه صدر ویژه ای بوده است، که قابل تحسین و تقدیر است. نام مناسب و کارآمد، یکی از زیرساخت های نرم است که برای استان بسیار ضروری است، لذا ورود دولت به این موضوع می تواند نشان از راهبردی برخاسته از تدبیر برای استان باشد و از این جهت قابل تحسین است.

پیشنهاد اندیشمندانه استاندار محترم برای انجام همه پرسی در این خصوص همزمان با انتخابات پیش روی ریاست جمهوری و شوراها، بسیار قابل تحسین است. این مجالی است برای احساس قلبی آحاد مردم در مشارکت مستقیم برای تعیین سرنوشت در استان و چه بسا در آینده هم تاثیر کیفی مناسبی در انتخاباتهای استان بگذارد.

۵-برخی مجادلات پیرامون تغییر نام:
بنویسیم ک.ب ، بخوانیم کهگیلویه و بویراحمد!
دلایل منطقی و قوی برای تغییر نام استان فراوان است، و آنچه در مخالفت بیان می شود، توجیهات ضعیف و گاه پرخاشگرانه است. اما همانطور که میدانیم اسامی برخی کشورها و نهادها به صورت مخفف بیان می شود، مثلاً سازمانهای مردم نهاد به اختصار ((سمن)) خوانده می شود. در اینجا هم اگر فقط طولانی بودن نام مطرح بود می توانستیم استان را ک.ب بخوانیم، و کسی هم مخالفت نخواهد کرد، چرا که اگر کسی نگران باشد، همین حالا هم در خیلی مکاتبات به همین صورت نوشته می شود و گزیری از آن نیست!!

اما واقعیت این است که مجموعه ای از دلایل قوی تغییر نام استان را به مطالبه عمومی تبدیل کرده است.

طرفداران کهگیلویه یا طرفداران بویراحمد یا هردو؟

به نظر نمی رسد مخالفان تغییر همزمان بر هر دو بخش نام استان تعصب داشته باشند، و به نظر نمی رسد همگی به توافق برسند که به عنوان یک راه پیشنهادی، جهت حل بخشی از مسائل ناشی از طولانی بودن و ثقیل بودن نام، یکی از دو بخش فعلی نام استان حذف شود و نام استان کوتاه و چابک شود! که این امر نشان دهنده وجود تعصب قومی محدود به جغرافیای خاص در این مخالفت است.

“خلیج فارس“ یا “شاخاب پارس“، کدام را می پسندید؟
یکی از اساتید فرهیخته استان در پیامی خطاب به استاندار محترم در باب تغییر نام استان، به نام خلیج همیشگی فارس اشاره داشتند. داستان این نام اتفاقاً رهیافتی است به ضرورت تغییر نام استان!

صرف نظر از نام ((نارمرتور)) که پیش از ورود آریائیان برای خلیج فارس به کار برده میشد که به معنای رود یا آبراه تلخ است، در کتیبه ای از داریوش هخامنشی واژه یا عبارت ((درایه تیه هچا پارسه آئی تی)) در آن زمان بر آبراه خلیج فارس اطلاق شده است، که معنای آن (( دریایی که از پارس می رود)) است.

به نظر شما اگر این نام طویل و ثقیل هنوز هم تغییر نیافته بود در مجادلاتی که امروز بر سر نام خلیج همیشه فارس با کشورهای اطراف داریم، کلاهمان پس معرکه نبود؟ از سوی دیگر به نظر شما اگر در این تغییر به “شاخاب پارس” می رسیدیم، چه محاسن و معایبی داشت؟

کدام یک از مخالفین عزیز برای حفظ هویت، نام فرزندان یا نام کسب و کارهایشان را کهگیلویه ، گیلویه و یا بویراحمد قرار داده اند؟

کدام یک از ما با فرزندانمان لری بویراحمدی صحبت می کنیم؟ حفظ یک نام مهمتر است یا حفظ میراث و هویت فرهنگی که در زبان و لباس و گویش و موسیقی و غذا و … نمود می یابد؟

آنها نیاز ندارند نام ما را به زحمت، درست تلفظ کنند، ما نیاز داریم که نام ما برای آنها قابل تلفظ باشد!

باید بپذیریم که مقتضیات زمانه تغییر یافته است، اگر روزی اسب و تفنگ و مبارز، نماد قدرت بود، امروز، اشتغال و توسعه و تولید ثروت، عین قدرت است. امروز شکوفایی استعدادها، رشد علم و صنعت و کشاورزی و حفظ و استفاده از منابع آب، منابع طبیعی و محیط زیست، نماد قدرت است.

امروز غیرت و تعصب ما باید در سایه اتحاد و برادری، ما را به مطالبه نام نیکو از حاکمیت کمک نماید.

از طلاق سفید تا تجزیه سفید!!
مدتی است در بیان مخالفت با تغییر نام استان به آمار و ارقام میزان آسیبهای اجتماعی اشاره هایی می شود، هر چند بسیاری از آسیب ها در استان ما به دلیل برخی ساختارهای سنتی جامعه پنهان می ماند و عمق فاجعه در برخی موارد برما پوشیده است، که از آن جمله طلاق عاطفی یا طلاق سفید است که باید مورد توجه قرار گیرد. منظور از این نوع طلاق، زندگی زوجین در کنار هم در عین بی علاقگی و بی تفاوتی است، همان شرایطی که زمینه را برای بسیاری دیگر از آسیبها و ناکارآمدیها در جامعه فراهم میکند. بد نیست از همین موضوع کمک بگیریم و گریزی بزنیم به موضوع همبستگی استانی و حس تعلق به استان!

این روزها که گاه از برخی شهرستانها پیامهایی مبنی بر تمایل افراد به انفکاک شهرستانشان از استان و پیوستن به استانهای مجاور یا تشکیل استان جدید به گوش می رسد باید بپذیریم که به دلیل تنوع و تشتت قومی و طایفه ای و جغرافیایی در استان، و احساس سهیم نبودن در بسیاری از شئونات، ساکنین برخی شهرستانها، با از دست دادن حس تعلق به استان، نسبت به سرنوشت استان بی تفاوت هستند و این شرایط تجزیه سفید را به ذهن متبادر میکند، امری که توسعه و بهبود وضعیت استان را با چالش جدی مواجه میکند.

از سوی دیگر زمزمه هایی برای تشکیل استانی جدید در جنوب استان با الحاق بخشهایی از استانهای بوشهر و خوزستان، یا در شمال استان با الحاق بخشهایی از استانهای فارس و اصفهان به گوش میرسد، باید منتظر ماند و دید که ما تا چه حد با در دست گرفتن ابتکار عمل و ایجاد وفاق و همدلی و حس تعلق می توانیم از فروپاشی استانمان جلوگیری کنیم. چون در خوشبینانه ترین حالت اگر مطابق فرموده استاد فقید، مرحوم بهمن بیگی، دست به ماشه بردن و پای به رکاب فشردن و قدرت، موجب آفرینش استانی از یک دهستان شد نه ثروت یا جمعیت، با شکل گیری کانون های جدید قدرت، ممکن است استان ما در نتیجه از دست دادن همبستگی و حد نصاب جمعیتی دچار فروپاشی شود. فروپاشی و تجزیه استان یک تهدید جدی است که در صورتی که موضوع تغییر نام استان به همه پرسی گذاشته نشود دیر یا زود دامن استان را خواهد گرفت.

معیار هزینه و فایده چیست؟
چرا مخالفین محترم به جای بیان ارقام و اعدادی از هزینه ای که تغییر نام به همراه دارد، اجازه نمی دهند، تحلیل های فنی و علمی درباره هزینه و فایده تغییر نام انجام شود؟ چه معیارهایی برای سنجش این هزینه ها وجود دارد؟

چرا بقیه استانها تغییر نام نمیدهند؟
تنها سه استان کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و سیستان و بلوچستان از طولانی بودن نام و ثقیل بودن نام و ایرادات ناشی از آن رنج می برند. جالب است بدانیم موضوع تغییر نام چهارمحال و بختیاری نیز وجود دارد ولی هنوز در دستور کار قرار نگرفته است. آیا باید منتظر بمانیم تا در آنجا تغییر صورت گیرد و نامی که برای ما با مسما تر است توسط آن برادران انتخاب شود و بعد ما به فکر بیفتیم؟ در خصوص سیستان و بلوچستان اما، موضوع تفکیک آن استان مطرح است، به نظر شما اگر آن استان تفکیک شد، ما هم باید به تفکیک و تجزیه فکر کنیم؟

از همه اینها گذشته نام استان ما از همه آن نامها دشوارتر است و استان ما بنا به دلایل فراوان جایگزینهای بهتری می تواند داشته باشد که هم فراگیر باشد و هم بهتر بتواند نماد هویت استان باشد.
۶-نام های پیشنهادی:
مهرگان
انشان
زاگرس
پیشنهاد نخست ((مهرگان)) است که او پیش از گیلویه و سلمه بر مردم این دیار ریاست داشته است. این نام هم نمایانگر قدمت و هویتی دست کم ۱۰۰۰ ساله برای استان است، و هم از نظر مفهوم مرتبط با طبیعت که در آن مستتر است، با طبیعت چهار فصل استان می تواند ارتباط برقرار کند و هم مکمل جنبه های اسطوره ای هویت استان است. از سوی دیگر می تواند الهام بخش مهر و همبستگی و وفاداری به سرزمین و پیوند و محبت باشد. البته این نام همچنین می تواند بیانگر پیشینه ای ۴۰۰۰ هزار ساله برای استان باشد.

پس از آن ((انشان)) نماینده هویت تاریخی این مردم است، که نشان دهنده هویت مردم این استان در ۵۰۰۰ سال پیش است، البته انشان سرزمین گسترده تری است که از فارس و بوشهر تا ایلام گسترش داشته است اما مرکز و قلب آن استان ما بوده است.

دیرپا ترین نامی که نماینده هویت باستانی مردم این دیار است ((زاگرس)) است به معنی مردمانی که در کوهستانی که از هرمزگان تا ترکیه کشیده شده است زندگی می کنند که مرتفع ترین بخش این کوهستان همین جایی است که استان ما قرار دارد. این نام، هم نام کوهستان است و هم نام مردمان ساکن در این کوهستان. این نام، نماد هویت و دیرینگی ۳۰ هزار ساله مردم این استان است. استان ما در مرتفع ترین و تاریخ ساز ترین بخش زاگرس و در واقع در قلب زاگرس هم از نظر جغرافیایی و هم از نظر فرازهای تاریخی قرار دارد.

۷ – من هم به عنوان یک موافق با مخالفین موافقم!
اگر چنانچه تعیین نام استان قرار نباشد در جریان یک فضای باز و آزاد، با تضارب آراء و اندیشه ها، و با همه پرسی انتخاب شود، و نام، تحمیلی باشد، بنده مخالف خواهم بود، ولو نامی انتخاب شود که مورد پذیرش بنده باشد و اگر چنانچه دولت نتواند هزینه های تغییر و تعویض اسناد و مدارک را بر عهده بگیرد، بنده راضی به این تغییر به بهای تحمیل هزینه به مردمان سختی کشیده سرزمینم نخواهم بود.
همچنین تغییر را در فضایی که جمعی از هم استانیهایم بواسطه آن احساس خسران و شکست کنند خواستار نیستم و این فرایند را در محیطی آرام و به دور از وارد شدن خدشه به غیرت جمعی از هم استانیهایم خواهانم.
در پایان باید گفت: کهگیلویه و بویراحمد، کهگیلویه و بویر احمد می ماند، با همه محرومیت ها و با همه پتانسیلها، چه این نام تغییر کند و چه تغییر نکند، این ماییم که باید در یک عزم فراگیر، به سوی سرزمینی آباد با مهر و همبستگی و برادری حرکت کنیم. باید به همه باورها و حساسیت ها احترام بگذاریم و به سویی برویم تا فارغ از هر گونه بی حرمتی و نگرانی، در فضایی صمیمی و مسئولانه، پیرامون سرنوشت مشترکمان گفتگو کنیم و آینده ای بهتر را برای سرزمینمان رقم بزنیم

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *