سرعت تحولات سیاسی در گچساران آنقدری است که با حذف یکی و ورود دیگری به کل تحلیل ها درباره سرنوشت انتخابات تغییر می کند.
شاید حرف و حدیث ها درباره حکم صادرشده برای تخلفاتی در شهرداری دوره اردلان زینل زاده که هنوز اصالت آن مورد بحث است(برخی خبر از برائت و نقض حکم اولیه خبر می دهند) یکی از این تغییرات احتمالی باشد.
دیگری اما تغییرات جدی در حوزه قشقائی بود. ورود غیرقابل پیش بینی خورشیدی در جدال سیاسی با تاجگردون، که برخی از آن به عنوان اعلان ورود به اتتخابات بود.
اما شاید خبرسازترین تغییرات در این حوزه بازگشت تاجگردون به عرصه انتخابات بود که هوادارانش را به انتخابات آینده امیدوار نموده است.
اما هر کدام از این عوامل در شطرنج سیاست گچساران چه تکانه هائی بوجود می آورند.
۱. زینل زاده
شاید مایوس کننده ترین خبر ممکن برای هوادارانش، پافشاری مراجع قضائی بالاتر بر حکم اولیه باشد و به وضوح پیداست تبرئه او همانقدر آنها را امیدوار خواهد کرد.
البته در تاثیر این حکم بر حضور او در انتخابات هم نمی توان حکمی صادر نمود. بعید است حتی صدور حکمی برای این دست تخلفات اداری مالی، هیئت های نظارت بر انتخابات را به صرافت ردصلاحیت نامزدی بیندازد.

اما از حذف احتمالی شهردار زینل زاده چه کسانی منتفع می شوند؟
بی شک سیدقدرت و تاجگردون که با زینل زاده دارای پایگاه رای مشترک هستند می توانند از حذف او سود ببرند ولی جعفری می تواند از خلا موجود در گرمسیر به سود خویش بهره برده و به عنوان نامزد نهائی این حوزه وارد انتخابات گردد.
اگرچه بدون استناد ولی در میان جامعه هر سه رقیب زینل زاده به پیگیری های احتمالی برای عدم نقض حکم متهم می گردند.
البته خروج زینل زاده نمی تواند وزنه انتخابات را کاملا به سمت و سوی خاصی ببرد و در افزایش سبد هر کدام از نامزدهای رقیب تردید جدی وجود دارد.
انتخابات با و بی زینل زاده وزنه ها را کاملا جابه جا می کند.
واقع این است که زینل زاده توانسته بود تاکنون بخش زیادی از رای بویراحمد گرمسیر، بخش جزئی از آرای قشقائی و کمی از طبقه متوسط و شهرنشین ها را جذب نماید و اگرچه هنوز رقیب اول نبود ولی خود را به عنوان خطر اول تاجگردون و سیدقدرت(درون جریانی) مطرح نموده بود.
برخی تحلیلگران حتی او را نامزد نهائی اصولگرایان معرفی می کردند. کسی که در نهایت روبروی اصولگرایان می ایستاد و بازی آنها را بر هم می زد. خلا ناشی از رفتن احتمالی زینل زاده را علیمراد جعفری، محمد رمضانی یا کاندیدای تازه ای از این حوزه پر خواهند کرد.
۲. خورشیدی
شکست تحقیر آمیز اصولگرایان در دوقطبی ۹۴، قشقائی را به انزوائی عجیب و خودساخته برد.
چندین شکست پیاپی فولادی و خورشیدی نشان می داد آنها نمی توانند با ترکیب جمعیتی و فضای اجتماعی فعلی موفقیتی به دست بیاورند.
شکست هائی که حتی در شورای شهر نیز آنها را رها نکرد و به تدریج افسانه درهم آمیختگی آنها با عملکرد بزرگان شان به حباب تبدیل شد.
خورشیدی اما کسی است که احتمالا بتواند اتحاد گذشته را به جمع سیاستمداران قشقائی بازگرداند.
او کسی است که سال ۸۶ در باشت یقه پاره کرد و هواداران تاجگردون را در شهر حودشان به همآوردی دعوت نمود.
خورشیدی با زیرکی بهترین زمان را برای اعلام نامزدی خود انتخاب نمود.
درست در روزی که همه مشغول بررسی جمعیت حاضر در استقبال از تاجگردون بودند احتمالا خورشیدی به ریزش هواداران تاجگردون امید بسته و خلا موجود در کادر رهبری قشقائی را از این طریق مدیریت نمود. او و دیگر قشقائی ها به انتخابات چهارقطبی مشابه سال ۸۶ خوشبین هستند.
البته ورود او حداقل در بعد رسانه ای نتوانست چندان به اتحاد میان قشقائی ها کمک نماید.
عدم استقبال از نامزدی تلویحی او از سوی بزرگان قشقائی، احتمالا کار را کمی برای او سخت نماید.
برخی فضای کنونی گچساران و حتی قشقائی را برای خورشیدی ناآشنا دانسته و ورودش به عرصه را عجولانه می دانند ولی بعید است شخصی در سطح خورشیدی چنین خبطی را مرتکب شود.
او زیرک تر از آن است که چشم بسته وارد این گود شده باشد.
حضور خورشیدی به شکست برنامه های تیم قشقائی تاجگردون نیز منجر شد و آنها را که به اخذ امتیاز در آخرین لحظات امیدوار بودند نومیدانه و با دست خالی به نظاره گر عرصه تبدیل نمود.
خورشیدی از بین چند طیف قشقائی احتمالا به طیف سوم یا حلقه تلخاب شیرین نزدیک تر است یا حداقل خواسته یا ناخواسته در مسیر آن گروه حرکت می کند.
حضور خورشیدی یا کاندیدائی در سطح او، البته به ناکامی تئوری “قشقائی بدون کاندیدا” که مورد حمایت احتمالی تاجگردون هم بود خواهد انجامید.
در این تئوری قشقائی یا کاندیدا نداشت یا کم توان بود و اینگونه بخش اعظمی از آرای آنان به صورت سنتی در سبد تاجگردون قرار می گرفت و بخش کمتر آن به صورت مشترک بین ترک و راست تقسیم می شد.
۳. تاجگردون
مردی که این روزها بیش از همه تیتر رسانه ها و سیبل انتقادات است و حتی بیماری اش هم نتوانست این روند را متوقف کند حالا با اعلام ورودش به خیلی ابهامات پاسخ داد.
گرچه برخی هواداران و منتقدانش خواهان صراحت بیشتری درباره انتخابات آینده از سوی او هستند ولی لحن او احتمالا متوجه این سیاست خواهد بود که عوام بدانند می آید و خواص همچنان در به زعم خودش در کف ماندن و نماندنش.
گرچه نمی توان نظر قاطعی درباره کمیت و کیفیت استقبال از او و نسبت این استقبال با انتخابات آینده داشت ولی نه آنچنان شد که هوادارانش فکر می کردند و نه منتقدینش اتوانستند از استقبال کم ذوق زده شوند.
این درست همان چیزی بود که در باشت اتفاق افتاد.
تاجگردون به طور طبیعی در سال پیش از انتخابات، مورد هجمه مخالفین قرار گرفته و جامعه کماکان امیدوار به رفع مطالباتش می باشد.
این بدترین وضع ممکن برای نامزدی است که در راس قرار دارد. شمشیر داموکلوس مطالبات اجتماعی اینک بر سر او قرار گرفته و حتی خود او نیز نمی داند توان پرداخت مطالبات هواداران قدیم یا جدیدش را خواهد داشت یا نه.
هواداران قدیم او ولی کماکان حفظ شده و منتظر تغییر رویکرد احتمالی او نشسته اند. تاجگردون ولی می تواند خرسند باشد که از درون جبهه خودی هیچ رقیبی برایش متصور نیست.
همراهی ساسان تاجگردون با برادرش در روز استقبال که نشانه ای بر سیاسی بودن آن نیست ولی چندان مورد استقبال رسانه ها و محافل قرار نگرفت و مباحث در این زمینه شیوع پیدا نکرد.
منتقدین تاجگردون اما خوشبین به نمود ضعف جسمانی اش در سخنرانی یا در موجهه با هواداران بودند ولی ظاهرا سلامتی او آن چیزی نیست که راست ها بتوانند روی آن سرمایه گزاری نمایند.
اما چه کسانی از آمدن تاجگردون ضرر می کنند؟
قطعا همه انگشت ها به سمت سیدقدرت می رود. رقیب قدرتمندی که تنها شکست تاجگردون در رقابت های انتخاباتی است و بیش از همه نامزدها با او دمخور بوده و چم و خم او را می داند.
آنها هر دو از یک پایگاه اجتماعی اند و قاعدتا حضور هر یک به ضرر دیگریست.
آمدن تاجگردون او را بیش از همه نگران می کند چون یک پیروزی کم هزینه برای او به یک رقابت پایاپای بدل شده است.
این در حالیست که بیعت اصل نیز در حوزه باوی سربرآورده است.
اما سیدقدرت با زیرکی هیچ تخم مرغی را درون سبد نیامدن تاجگردون نگذاشته و خود را برای مبارزه ای تن به تن مهیا نموده است.
رقابت یک باوی اصولگرا، یک قشقائی اصولگرا و یک بویراحمدی اصولگرا همه را به یاد انتخابات ۸۶ و ۹۰ می اندازد. رقابتی که در نهایت به سود مردان باوی تمامکشد.
ولی این مبارزه چندان هم آسان به نظر نمی آید. نتایج انتخابات ۹۸ بیش از هر انتخاباتی در تاریخ گچساران پیچیده شده است.
هواداران تاجگردون خود را آماده ریزش بیش از یک سوم از آرای ۹۸ بوده و این ریزش خود موجی ایچاد کرده که معلوم نیست تاجگردون و رسانه هایش توان مدیریت آن را داشته باشند.
این مانند بهمنی عظیم است که ریزش آن می تواند به انهدامی بزرگ در جبهه چپ بینجامد.
از طرفی عدم چسبندگی اجزای این بهمن با پایگاه ویژه تاجگردون، احتمال تاثیر این ریزش را کم نموده ولی در تغییرات اجتماعی نمی توان به این امیدواری ها بسنده نمود و باید به مهندسی اجتماعی انتخابات روی آورد.
اینها که آمد همه گمانه ها پیرامون تغییرات اجتماعی است.
هنوز معلوم نیست خورشیدی می خواهد بیاید، تاثیر حکم زینل زاده بر ورود او مشخص نیست و مهم تر از همه اینکه اگر انتخابات استانی شود چه می شود؟
و این خود مولفه ای است که همه چیز را کن فیکون خواهد کرد.