آخرین اخبار
اشتراک گذاری
۰۶ بهمن ۱۳۹۸
کد مطلب : 50531

 

دارم از اندوه می‌میرم دهانت را بده
آن دهان تازه‌ی نعنانشانت را بده
چین به ابروها نزن چین.چین بزن دورم برقص
گوشه.ای از عطر آذربایجانت را بده
من لری مشروطه‌خواهم تشنه‌ی برنو و اسب
“زردکوهم” مال تو ” دشت مغانت” را بده
“هفت‌لنگ” دل فدای “هفت‌ رنگ” دامنت
خم شو و یک تکه از رنگین‌کمانت را بده
روسری را باز کن حالا بخند و ناز کن
چشم‌هایت را ببند و سرمه‌دانت را بده
رفتی و آواره‌ی ایل و تبار خود شدم
“باشت” را از من بگیر و “کندوانت” را بده
اختیار “زاگرس”را می‌دهم رسما به تو
هر چه می‌خواهی ببر “ستارخانت” را بده
دشمنانت را به اخم از پا درآوردی بیا
عشوه کن ترتیب کار دوستانت را بده
بوی جوی مولیان می‌آید از پیراهنت
سهم حسرت‌های یار مهربانت را بده
دختر شب‌های “ساوالان!” شبی با من بمان
با عسل‌هایت تقاص دودمانت را بده.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *