کبنا گفتوگویی با غلامرضا پاکدل مدیرعامل اسبق شرکت نفت و گاز گچساران انجام داده که در زیر میخوانید؛
در هر جامعهای نیمی از جمعیت را زنان تشکیل میدهند عدم توجه کافی به این بخش عظیم نیروی انسانی سبب از دست دادن سرمایه عظیم و تأثیر منفی بر رشد، توسعه و بازار کار میگذرد. در این خصوص، یعنی برنامهها و راهحلهای رفع نگرانی مردم که تقریباً در این چند سال اخیر، دیگر آنقدر مغفول مانده که معیشتی باقی نمانده است، بحث و مطلب فراوان است و از حوصله این مصاحبه خارج است و یک مطلب مهم را عرض کنم که کارهای همایشی و نمایشی و شوهای تبلیغاتی دردی را دوا نمیکند بلکه نمک بر زخم مردم میپاشند. باید شاخصهای توسعه را شناخت، برای آنها مقیاس تعریف کرد، هدف گذاری نمود، فرایند و برنامه ارائه داد. روند رسیدگی به هدف را پایش کرد. برخی از مهمترین شاخصها عبارتند از نرخ بیکاری، بهداشت و درمان، آموزش، بهزیستی و تأمین اجتماعی، ورزش، گردشگری، خدمات بازرگانی، کشاورزی، و منابع طبیعی، صنعت و معدن، بودجه عمومی و عمرانی، هزینه و درآمد خانواده، عمران شهری و روستایی، امور قضایی، جرائم حمل و نقل، ارتباطات مجازی و استفاده اینترنتی، بازار مالی و…
در انتخابات مجلس سال جاری شرکت میکنید؟
به عنوان رأی دهنده بله، حتماً. ولی اگر منظورتان به عنوان کاندیدا هست فقط در صورتی که از سوی معترضین و مخالفین وضع موجود روی بنده اجماع صورت گیرد، آن هم نه با اعلام و اصرار خودم، بلکه بر اساس شناختی که از بنده هست و نقدها و برنامههایی که تاکنون ارائه داده و سابقهای که در گذشته داشتهام. زیرا از این که مردم شهرم در چنین شرایطی قرار دارند و منت بی خدمت بر آنها گذاشته میشود و جالب این است که میخواهند این وضع فلاکت بار و غیرقابل دفاع را گل و بلبل نشان دهند و با هوچی گری و تبلیغات و خفه کردن صدای منتقدین، حقایق را وارونه جلوه دهند. به شدت رنج میبرم ولذا نه برای نماینده شدن، بلکه برای پایان دادن به این وضعیت اسفبار و تلاش برای عملی کردن آنچه در ذهن دارم که بخش اندکی از آن در این مصاحبه و سایر نقدها و نوشتههایم عرض شده است، آمادهام تا در خدمت گزینه وحدت شده، مقابل این اوضاع باشم، چه بنده باشم، چه عزیز دیگری، با احترام به همه دوستان. شخصاً با اینکه قبل از مشخص شدن گزینه نهایی نیز فعالیت انتخاباتی داشته باشم کاملاً مخالفم، چون این حرکت کاندیداها را حتی اگر در آینده هم کنار بروند به نفع رقیب میدانم. حتی اگر خود دوستان کاندیدا هم بتوانند در عین کاندیدا بودن با هم مشکلی نداشته باشند. ولی متاسفانه بین هواداران آنها دلخوری و بگومگو ایجاد میشود که همین الان در گروههای مجازی شاهد آن هستیم.
بیانیهای را آقای بزرگواری نماینده سابق کهگیلویه بزرگ منتشر کردید؟ شما آن را خواندید؟
قبل از پاسخ به این سؤال باید عرض کنم وظیفه اصلی نماینده قانونگذاری و نظارت بر حسن اجرای قانون است باید نمایندگان مجلس بتوانند با وضع قوانین و همچنین نحوه اصلاح و تصویب بودجههای سالیانه که با قانون بودجه همان سال معروفند و نیز با نظارت بر اجرای آنها شرایطی فراهم آورند که مشکلات به نحوه اصولی و ریشهای حل شود و دولت با اجرای قوانین در مسیر خدمت به مردم قرار گیرند و در این مسیر در دفاع از حقوق مردم و ایستادگی مقابل دولت از هیچ کوششی دریغ نکند که متاسفانه در سالهای اخیر نه تنها اینگونه نبود، بلکه نمایندگان عمدتاً با دولتیها و وزرا یکدست شده و حتی بر تخلفات آنها با گرفتن امتیازات سرپوش گذاشتند و به هیچ وجه صدای ملت نبودند. ولی به هر حال امروز بخشی از وظایف نانوشتهای نماینده توجه و حل مسائل اجرایی شده.
بگذریم در پاسخ به مسائل شما باید عرض کنم بله خواندم. ایشان این مدت فرمایشات متفاوتی دارند که بعضی از آنها برای حقیر قابل هضم نیستند. نمیدانم هدفشان از بیانیه مذکور هم چه بوده است، ولی کلیت آن را قبول دارم که باید به جوانترها (نمیگویم جوان چون مثلاً خود بنده با ۵۲ سال سن و ۳۰ سال سابقه در سن بازنشستگی فکر نکنم جوان باشم) میدان داد ولی این بدین معنا نیست که تجربه بزرگترها و یا جایگاه آنها نادیده گرفته شود بزرگتر ها میتوانند به گونهای عمل کند که نقش بیشتری از نماینده شدن داشته باشند.
تحلیلتان در باره انتخابات آینده گچساران و باشت چیست؟ با احتساب اینکه شهرستانی باشد؟
البته خدمتتون عرض کنم از همان ابتدا هم علت رأی آوردن آقای تاجگردون، لجاجت دوستان و عدم وحدت آنها بوده است. اگر دقت بفرمایید در دوره قبل، آقای حسینی ۱۸ هزار و اندی، و آقای جعفری ۱۷ هزار و اندی، یعنی جمعاً بیش از ۳۵ هزار رأی آوردند. به این معنا اگر هم این دو بزرگوار وحدت میکردند، هیچ وقت ایشان نماینده نمیشدند (از آراء حاجعلی و فولادی و آقای اسماعیلی هم بگذاریم) پس اینکه فکر میکنند همیشه آراء آقای تاجگردون یا به عبارتی اصلاحطلبها بیشتر بوده اصلاً این طور نیست.
آیا اصولگرایان گچساران و باشت با همین سازوکار پیروز میشوند؟
اگر منظورتان از همین ساز و کار یعنی در صحنه بودن همه عزیزان است، خیر. همانطور که عرض کردم باید روی یک گزینه وحدت کنند و اگر دلشان به حال این مردم سوخته باید هر موضوعی هست کنار گذاشته شود و روی یک گزینه وحدت کنند،
استانی شدن انتخابات را برای کاندیداهایی که شهرت کمتری دارند چگونه ارزیابی میکنید؟
فعلاً که موضوع استانی شدن منتفی شده است. اگر در سالهای آینده قرار شد انتخابات استانی شود جای گفتگو و بحث دارد.
اصولگرایی گفتمانی آرمانگرا است و در پس تفکر اصولگرایی آنچه هدف است مواردی آرمانگرایانه است و از طرفی اینگونه تفکر اگر از «اصل» جدا شود و فقط در «ظاهر» به آن پرداخته شود خطراتی را ایجاد میکند، نظر شما در این باره چیست؟
هر گروه، حزب یا مجموعهای که تشکیل میشود بدیهی است که سعی میکند بهترین اسم و بهترین شعار را انتخاب کند. اگر دقت بفرمایید هیچ تشکیلاتی نداریم که اسم بامسمی، پرمعنا وخوش محتوایی نداشته باشد. همچنین شعارهای زیبا و عامه پسند ولی مهم این است که چقدر در عمل بتواند ثابت کند که نماد آن اسم و آن شعارهاست. بلکه اصولگرایی باید به اصول پایبند باشد قرار هم نیست که اصول تغییر کند ولی باید در هر فکر و تشکیلاتی پایبندی به اصول، پویایی، احترام به اعضا و حامیان تشکیلات، سلامت از هرنظر، دلسوزی برای رسیدن به اهداف جامعه که سعادت، امنیت، آرامش و توسعه مردم آن جامعه در رأس آنهاست همواره مدنظر باشد. تفکر اصولگرایی هم مانند تفکر دیگری اگر از اصل خود دور شود و فقط پوستهای از آن بماند محکوم به شکست است، اگر درجابزند و پویایی نداشته باشد به عبارتی پست اندازی نکند هم محکوم به افول است.
ادبیات سخن گفتن شما با ادبیات آرمانگرایانه اصولگرایی کمی متفاوت است آیا شما خود را جزو موج جدیدی از اصولگرایان میبینید؟
قطعاً بنده و قاطبه دستان و همفکران و همراهانم در کنار حفظ اصول و آرمانها، همانگونه که در عمل ثابت کردهایم، با نگاه علمی، نقادانه، فراگیر از حیث سلایق و سنین، نو و پویا، عملگرایانه، عدالت محور، پاک و مبتنی بر مهربانی و دوستی موج جدیدی از حضور، مشارکت، تلاش، کار، رفع مشکلات، پاسخگویی و فردایی بهتر را برای مردم دیارمان متصوریم.
همانگونه که فرمودید نقدهای بنده نیز حاکی از نگاهی متفاوت است و شاید تنها کسی هستم که حاضر شدهام عملکرد خودم را شفاف در معرض قضاوت عموم قرار دهم و در همه حال و به همه کس در هر مورد مرتبطی پاسخگو باشم. چیزی که امروزه خیلیها و حتی مدعیان دروغین شفافیت از آن فراری هستند و یک سؤال معمولی را چهار سال است بدون پاسخ گذاشتهاند تا شاید مردم فراموش کنند.
به نظر شما آیا باز هم اصولگرایان در سطح استان با استقبال کمی روبرو میشوند؟
قبلاً عرض کردم مشکل اصلی وحدت است اگر منظر از استقبال کم از اصولگرایان یعنی استقبال خوب از اصلاح طلبان است باید عرض کنم که از منظر دیگری نگاه کنید و آن اینکه در دو دور قبل از حدد ۸۵ هزار رأی دهنده گچساران ۳۵ هزارنفر به کاندید اصلاح طلبان رأی دادند یعنی ۵۰ هزار نفر رأی ندادند. دور قبل که قصد جداگانهای داشت و به دلیل عدم هماهنگی، انسجام درستی شکل گرفت. گرچه مردم در حال حاضر شاید از این دو واژه اصولگرا و اصلاح طلب خسته شدهاند ولی بهتر است خلاصه عرض کنم امسال مخالفین وضع موجود در صورت وحدت روی گزینههای خاص با استقبال مواجه خواهند شد. چون مدعیان شعارهای قشنگ نه چیزی برای مردم باقی گذاشتند و نه برای دفاع از خودشان، مگر این بار فریب بزرگ تدارک دیده باشند.
اگر قرار باشد اصولگرایان روی یک فرد به ائتلاف برسند آن فرد چه کسی میباشد؟
اینقدر وضع موجود اسفبار است و بخاطر مردم باید از خودگذشتگی داشت و این تبعیض، بی عدالتی، نخبه کشی، پارتی بازی، سوءمدیریت، تورم، گرانی، سهم خواهی، رانت، فساد، و بدتر از آن حمایت از فساد و ریختن قبح آن تکلیف را سنگین میکند که بر هر کس که وحدت شود بهتر است تمکین کرد ولی به نظر بنده توان فردی و اجرایی مورد نظر از اهمیت ویژهای برخوردار است.
به نظر شما در شهرستان گچساران باید روی چه چیزی تمرکز کرد تا به مرحلهای از رونق تولید و در کنار آن اشتغال جوانان برسیم؟
شایسته سالاری، شایسته سالاری، شایسته سالاری. نخبه پروری، عدالت محوری و خشکاندن ریشه رابطه و تبعیض و ارباب رعیتی و حکومت خانوادگی، سپس بسترسازی برای سرمایه گذاری، استفاده از منابع و فرصتهای بالقوه سرزمین منابع خدادادی مانند نفت، گاز، آب، مرتع،جنگل و منابع وابسته به آنها.
به نظر شما عدم وجود نخبگان در شهرستان گچساران و عدم روی آوری آنها به اشتغال در پستهای مدیریتی به چه چیزی برمی گردد؟ و چگونه میتوان فرایند جذب نخبگان را صورت داد؟
اساساً افراد نخبه نمیتوانند بله قربان گو باشند و وقتی سیستم ارباب رعیتی و بله قربان گو حاکم میشود افراد نخبه خودبه خود کنار میکشند. در چند سال گذشته ملاک واگذاری مسئولیتها عموماً برادر، برادر خانم این و آن و یا بچه فلان کس از طایفه فلان و در بهترین حالت از باند فلان یا ستاد فلان بوده است. مدتهاست رسم شده است که زیر پستها چقدر لایک صورت گیرد، این فاجعه است. در چنین شرایطی نخبهها جایگاهی ندارند. بد نیست بدانید یکی از عزیزان نخبه را که از سوی سازمان مربوطه اصرار زیادی به ایشان میشود که یکی از مسئولیتهایی که بعضاً بخاطر آن هر کاری میکنند بپذیرد، که نمیپذیرد. در حالیکه بهتر از هرکس از عهده آن برمی آید. انتصابات شهر ما، جلسات شهر ما، نحوه استقبال ما، سوژه محافل کشور نخبهها شدهاند. ممکن است تفکری و جریانی را قبول داشته باشند ولی نمیتوانند بله قربان گو باشند.
شرایط فعلی حاکم بر گچساران عین نخبه کشی است، چپ و راستش فرق نمیکند، از دید این جریان کسی نباید سر بر آورد یا بالا یا باید تابع محض باشد. هرچند میخواهم اسم فرد یا افرادخاص را بیاورم ولی هیچ از خود پرسیدهاید که در این سالها چرا آقایان مانند حاج علی شریفی، رهام عبدی پور، عبدالکریم عبدی پور، علی خواجوی و غیره مسئولیت اداری شهرستانی و استانی و کشوری نداشتهاند! یا اگر مطرح شدهاند به بهانههایی به نتیجه نرسیده است! با عرض پوزش از این همشهریان عزیز و گرانقدر که بدون کسب اجازه از آنها ذکر نام نشان شد، اینان همان کسانی اند که هر چند ردیف اصلاحطلبی هستند ولی نمیتوانند دربست و بله قربان گو باشند نخبهها قانونگذاران قانون گریزند و جریان مجرم پرور بر نمی تابند، خلاصه اینکه راه برون رفت یا پایان دادن به وضع موجود و فراهم کردن بستر جذب نخبهها و جلب اعتماد آنها لازم است که قطعاً با این همه ویرانی که بوجود آمده است زمان قابل توجهی برای ترمیم و جلب اعتماد آنها لازم است. واضح عرض کنم، کسانی که شایسته سالاری و نخبه پروری را در دستور کار خود نداشتهاند و ندارند؛ اگر نتوانستهاند! یک ضعف بزرگ بر آنهاست، و گرنخواسته اند! و به عبارتی اگر خدایی نکرده نخبه کشی و نوچه پروری کردهاند، نه تنها یک ضعف، بلکه بدون تردید یک خیانت بزرگ در حق مردم آن دیار مرتکب شدند.
اگر به عنوان کاندیدا در انتخابات شرکت کنید، به نظر شما برنامه اشتغال جوانان باید حول چه نوع اشتغالی شکل بگیرد؟ حمایت از کارآفرینان و تولیدکنندگان یا اشتغال دولتی؟
در دو زمینه جای کار و فعالیت است، سهم اشتغال دولتی و حمایت از کارآفرینان و تولیدکنندگان، که قطعاً با توجه به محدودیت بخش دولتی باید روی بخش کارآفرینی و تولید وقت و برنامه بیشتری گذاشت. البته باید با توجه به اهمیت موضوع تاکید کرد در کنار ایجاد فرصتها نحوه استفاده از آنها و رعایت عدالت نیز مورد توجه خاص باید قرار گیرد، که این روزها داد مردم را در آورده است. در بخش کارآفرینی و تولید، وام و تسهیلات را به کسانی که واقعاً اهل کارآفرینی هستند اعطا کرد و بدون تعارف بر کار آنها نظارت کرد. در سیستمی که وامها را به افراد خاص اختصاص دهند و نه تنها نظارتی اعمال نشود، بلکه وقتی بعد از سالها از پرداخت وام و سود آن خودداری کنند، و وثیقه آنها هم جعلی باشد، بعد کسانی که قرار است برای جوانان اشتغالزایی کنند نه تنها معترض نشوند و به عبارتی فریاد نمیزنند تا رگ گردنشان پاره شود، برخی می گویند چرا آبروی یک فردی را که چند صد میلیارد گرفته بود برای کار آفرینی ولی نتوانسته قسط بدهد بردید، در حالی که در تهران هزار میلیارد را بالا کشیدند و کارشان ندارند (نقل به مضمون).
خوب در چنین سیستمی انتظار دارید تسهیلات و وامها منجر به اشتغال و کارآفرینی شود؟
اما امروز موضوع بیکاری یا مهمتر از آن «عدالت در جذب» و «عدالت در فرصتهای ایجاد شده» جدی شده است که مسئله مهمتر از اشتغال آرامش و احترام به مردم و شعور آنهاست. وقتی فرصتی پیش میآید بلافاصله بکارگیری ها، وامها، پستها و فرصتها بدون هیچ ضابطه به افراد خاص تعلق میگیرند و به سؤال مردم پاسخ داده نمیشود. روشنگری نمیگردد. چند وقت پیش اسامی زیادی در ۹ برگه با نام و نام خانوادگی نام پدر و محل جذب منتشر شد. همین چند روز پیش لیست دیگری با همان اطلاعات منتشر شد که نشان میداد از بعضی خانوادهها چهار برادر به کار گرفته شدند. موضوع جذب ۱۴ نفر در حراست نفت، جذب نیروهای بیمارستان بی بی حکیمه و موارد دیگر همه و همه برای مردم سؤال است، ولی آقای نماینده و مسئولین دست نشانده ایشان حاضر به توضیح یا تکذیب یا تأیید نیستند. ولی هر از چند گاهی جلسهای مثلاً به نام کارگروه اشتغال میگذارند و صحبت از کارخانه لاستیک سازی، کارخانه گیاهان دارویی، یا نیروگاه خورشیدی و موارد اینچنینی میکنند و نوید اشتغال میدهند و انتظار دارند مردمان بی عدالتیهای بی پاسخ را به فراموشی بسپارند. در جلسات یا در مراجعات به مردم بیپناه گفته میشود همه میخواهید کار دولتی داشته باشید، یا مخصوصاً در حراست نفت مشغول شوید، باید روی زمینهایتان کار کنید، ولی از آنسو نور چشمیها جذب نفت و جاهای دیگر میشود، و لیستشان منتشر میگردد. یک سال پیش با یک قوم جلسه گذاشته میشود و با آنها و عده پستهای مدیریتی و اشتغال داده میشود و با جمله احساسی، هر کس مقابل این اتحاد باشد استخوانهایش را خورد میکنیم. از احساسات پاکشان سوء استفاده میشود، امروز بعد از یک سال دوباره جلسه میگذارند و حال که پستها و فرصتها را به دوستان و فامیل دادهاند و آن قوم محترم و صبور را نادیده گرفتند با یک جمله احساسی دیگر میگویند اگر همراهم باشید همراه شما خواهم بود و اگر همراه من نباشید یاورتان خواهم بود. اینها و نمونههای پدیدههای دیگر، سبب عدم آرامش و توهین به شعور مردم شده است که بیش از بیکاری آنها را میآزارد. چرا مردم نباید بدانند بر سر سهام پتروشیمی گچساران چه آمده است؟
ظاهراً با روشهای سنتی فعالیتهای کاندیداهای انتخاباتی مخالفید و اشاراتی هم داشتهاید، توضیحی میدهید؟
بله بنده با روش وعدههای دروغین و فریب مردم، هم با تبلیغات بیش از حد و شفاف، هم با منت بی خدمت، هم با راه انداختن لشکر نوچهها در فضای مجازی و فضای واقعی، هم با حضور مکرر در فاتحه خوانی و مراسمات به منظور جلب آراء، هم با قبضه قدرت و در اختیار گرفتن همه چیز و معامله روی رأی مردم، هم با تکیه بر پول و سوء استفاده از شرایط اقتصادی مردم، هم با قومگرایی و شعله ور کردن آتش تعصب قومیتها، هم با بها دادن به صاحبان زر و زور و تحقیر آمیز مردم، هم با بی احترامی و ترویج خشونت در فضای مجازی و فضای غیر مجازی و هم با پز دادن با القاب دروغین و هم با خانه به خانه گشتن و قرار دادن مردم در رودربایستی مخالفم. بنده معتقد به پایبندی به اصول علمی در رفتار، کردار و گفتار، احترام به مردم و مخاطبین و پاسخگویی مستند به آنها، احترام به شعور عمومی مردم، ارائه برنامه، موضع گیری شفاف، جسارت در نقد و اعتراض به ظلم و تبعیض و بی عدالتی، خود را به راحتی در معرض قضاوت مردم قرار دادن، تجزیه و تحلیل مسائل مختلف، تفکر و تعقل در امور و مشکلات، صرف وقت در راستای تبیین اهداف کمی و کمی سازی آنها، خرد جمعی و اجتناب از یکه تازی، تشکیل اتاقهای فکر و کارگروهها و شوراهای راهبردی، در اولویت قرار دادن مسائل مربوط به امور نمایندگی و استفاده بهینه از نخبگان و اعتقاد قلبی و عملی به شایستهسالاری هستم و در این چارچوب باید فعالیتهایی تنظیم گردند و بر این باورم که اگر کسی با این روش انتخابات نگرد وقتی پای به عرصه بگذارد دیگر کمتر وقت میکنند در مراسمات مختلف به کرات حضور یابد. نه اینکه امروز متاسفانه برعکس شده است.
نظرتان را درباره اسامی زیر بفرمایید؟
ابوالحسن غلامی: جانبازی مدیر، خوش ذوق که مورد ظلم واقع شده و از بس سکوت کرد من از دستش عصبانیام.
لیشتر: دیاری محروم و مظلوم با مردمانی کم توقع و پاکدل
غلامرضا تاجگردون: لابیگری قومی، انسانی دورو، منفعتطلب و بی رحم، زیر آب زنی و نابودی بچههای استان و هر رقیب احتمالی به هر قیمتی.
سید قدرت حسینی: آرام، باحوصله، تودار، مردم شریف باوی میگن اگر ۱۰۰ تا مار تو شکمش تا بخوره دمشون به هم نمیخوره ولی با من در دوران کار خیلی صادق و روراست بود و چنین چیزی در وجودش ندیدم، کاش الان برای وحدت بیشتر همت کند
مرحوم نبی زاده: معلمی بی ریا، مردمی، ساکن در خانه بسیار کوچک، ولی در خانهاش به روی همه باز، با دلی به وسعت اقیانوسها، بهشت برین جایش باد.
قشقاییها: همسایگان، دوستان، همکاران، همکلاسیها و همشهریانی منطقی، مؤدب، محبوب، و قانع که در زمان خودم هیچ فرقی با سایر اقوام در مسئولیتها و فرصتها نداشتند. اکنون در شهر بسیار مورد بی توجهی واقع شدهاند.
علیمراد جعفری: معلمی رزمنده، انسانی دلسوز، صادق، بیریا، پیگیر حل مشکلات، کسی که بیش از آنکه شعار میدهد عمل میکند، انشاالله ایشان هم به خاطر مردم برای وحدت همت کنند.
این مطلب بدون برچسب می باشد.





دیدگاهتان را بنویسید