آخرین اخبار

حکایت تلخ دختران کهگیلویه و بویراحمد! + فیلم

خاتون خانم پنج دختر قد و نیم قد دارد. تقدیر نبوده که خاتون خانم پسری داشته باشد. به نظر می‌رسد که شوهرش از آنهایی است که دلش پسر می‌خواست.

اشتراک گذاری
۱۴ شهریور ۱۳۹۷
کد مطلب : 20476

وجود فرزند ذکور یا همان پسر در استان های زاگرس نشین به دلیل طبیعت سخت و خشن آن همواره از اولویت های هر خانواده بوده و هست ! چرا که این پسران و مردان بودند که به عنوان پشتوانه و حافظ اصلی خانه و ایل محسوب می شدند.

از طرف دیگر در گذشته آوردنِ فرزندِ پسر، قدرت به حساب می‌آمد و زنان از طریق آن نشان می‌دادند مادر توانای «پسرزایی» هستند. این نگاه را بگذارید برابر مادری که انگ «دخترزایی» می‌خورد؛ غافل از واقعیت‌های زیست‌شناختی‌ای که پدر را تعیین‌کننده واقعی جنس فرزند می‌شناسد. به‌هرحال، این واقعیتی بوده است که خطر هوو و طلاق بیشتر تهدیدی بود در مقابل زنانی که نمی‌توانستند پسر بیاورند. درواقع تنها نازایی نبود که می‌توانست باعث طلاق و ازدواج مجدد مردان شود بلکه دخترزابودن زن هم می‌توانست دلیل یا بهانه‌ای برای این امر بشود. اصولا آوردن فرزند پسر به تعداد زیاد برای زنان افتخار محسوب و موجب می‌شد که موقعیت زن در خانواده در مقایسه با زنان دیگر بالاتر باشد.
به‌هرحال باید دقت کنیم که هم بُعد اقتصادی و هم فشارهای اجتماعی دراین‌باره دخیل بوده است. فرزند پسر بوده که اساسا عصای پیری به حساب می‌آمده است.
آنچه در ادامه می آید گزارشی از زندگی سخت یک خانواده زاگرس نشین در کهگیلویه و بویراحمد است که نتوانسته است یک فرزند پسر به عنوان عصای پیری خود داشته باشد!
خاتون خانم و 5 دختر قد و نیم قدش ، حکایت تلخ دختران کهگیلویه و بویراحمد! + فیلم

اینجا “ادور” است؛ دورافتاده‌ترین روستای دهستان محروم سیلاب و کلوار واقع در مرز استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری؛ روستایی با ۲۰ خانوار و جمعیتی بالغ بر ۱۰۰ نفر که کمبود امکانات زندگی را برای ساکنانش سخت و طاقت‌فرسا کرده است.خاتون خانم پنج دختر قد و نیم قد دارد. تقدیر نبوده که خاتون خانم پسری داشته باشد. به نظر می‌رسد که شوهرش از آنهایی است که دلش پسر می‌خواست و خاتون خانم برای تن دادن به خواسته شوهرش و شاید هم بستن دهان اطرافیان تصمیم گرفته بود آن‌قدر بچه به دنیا بیاورد و درد زایمان‌های پی در پی را تحمل کند تا بالاخره یکی‌شان پسر شود اما سرنوشت، تقدیر دیگری را برای او و همسرش رقم زده بود.

دختر بزرگش که اصلا سواد ندارد و می گوید شناسنامه هم برایش نگرفته بودند ! به همین دلیل نتوانسته است به مدرسه برود و درس بخواند ! آن ها با گوسفندانشان در یک جا زندگی می کنند ! خاتون خانم می‌گوید: اگر آغل را یک روز جارو نزنیم بوی بدش اجازه نمی‌دهد شب بخوابیم. از همسایگی با گوسفندان خاطرات خوشی ندارد شب که می‌شود کک‌ها خونشان را می‌ممکند.
شوهرش پیر و از کار افتاده است ، بیماری قلبی دارد ، پسری هم ندارد که اکنون بر بازوی وی تکیه کنند ! وضعیت معیشتی مناسبی هم ندارند !
 کلیپی از وضعیت زندگی خاتون خانم با ۵ دختر قد و نیم قدش!

۰۰:۰۰ ۰۲:۵۹

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *