آخرین اخبار

گریزی به تاریخچه “دوگنبدان”

  گشت طبایع پدید ازان و ازان شد روی زحل سرخ و روی زهره چون زریون (ناصر خسرو) اولین بار نام «دوگنبدان» در کتاب میرزا مهدی‌خان استرآبادی (منشی و مورخ دوره نادرشاه افشار) آمده است. قبل از دوره نادرشاه افشار، آخرین فاتح آسیا، نام این منطقه به شکل‌های مختلفی ثبت گردیده است؛ از جمله: گنبد […]

اشتراک گذاری
۰۲ شهریور ۱۴۰۴
نویسنده : اسماعیل غلامی
کد مطلب : 178572

 

گشت طبایع پدید ازان و ازان شد
روی زحل سرخ و روی زهره چون زریون (ناصر خسرو)

اولین بار نام «دوگنبدان» در کتاب میرزا مهدی‌خان استرآبادی (منشی و مورخ دوره نادرشاه افشار) آمده است. قبل از دوره نادرشاه افشار، آخرین فاتح آسیا، نام این منطقه به شکل‌های مختلفی ثبت گردیده است؛ از جمله: گنبد ملغان، گنبد ملقان، دو گنبدان، دو گمبذون. به دلیل وجود کاروانسرا، نام‌هایی نیز از سوی منابع مختلف ضبط شده‌اند؛ از قبیل آثار ابن‌بلخی، حمدالله مستوفی، مقدسی، استرآبادی، بارون دوید، فسایی، لسترنج و شواتس. همچنین گزارش‌های اداری انگلیسی‌ها در ایران — که یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های اقتصادی ـ سیاسی تاریخ معاصر ایران به شمار می‌آید — توضیحات کاملی ارائه کرده و در مجموعه‌ای یازده جلدی، سال‌های ۱۲۴۸ تا ۱۳۳۶ خورشیدی را پوشش داده و از نام‌های دوگنبدان، دوگمبذون، دوگنبدون و گجِ پکک نام برده‌اند.
*طایفه کی یوسفی روستای خود را «زَریون» می‌نامیدند.*

تنها پادشاهی که به‌صورت رسمی از این منطقه دیدن کرده، فتحعلی‌شاه قاجار بوده است که از مسیر فارس به خوزستان از دوگنبدان گذشته است. سایر پادشاهان و سرداران عمدتاً این مسیر را به‌صورت اردوی نظامی یا در جریان جنگ طی کرده‌اند. در کتاب «فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادی‌ها)» تألیف سرهنگ رزم‌آرا — که بعدها نخست‌وزیر گردید — از این منطقه و مناطق زیرنفوذ آن با نام‌های دوگنبدان، پشه‌کان، کمبل، آب‌شیرین و گچساران یاد شده و جمعیت و سازمان اداری منطقه نیز به‌طور کامل بیان شده است.

دوگنبدان در طول تاریخ جزو سرزمین پارس و از آغازگران حکومت ایرانیان بوده است. گچساران در سال ۱۳۰۹ خورشیدی از لحاظ تقسیمات اداری و سیاسی از پارس باستانی جدا شده و به خوزستان، سرزمین اولیه ایلامیان، ضمیمه گردید. در سال ۱۳۲۹ خورشیدی بخش دوگنبدان با مرکزیت گچساران و دهستان‌های باشت، بابویی، چرام و بویراحمد گرمسیری تحت تابعیت شهرستان بهبهان قرار گرفت. همچنین در سال ۱۳۳۸ خورشیدی بخش گچساران از شهرستان بهبهان جدا و به شهرستان کوه‌گیلویه تاریخی ملحق گردید. در سال ۱۳۴۲ خورشیدی گچساران و کوه‌گیلویه از خوزستان و پاسوج از فارس جدا شدند و فرمانداری جدیدی به نام «کوه‌گیلویه و بویراحمد» تشکیل شد؛ که یادآور بیگلربیگی کوه‌گیلویه در زمان صفویان است، البته با تغییرات فراوان در وسعت و جمعیت.

دوگنبدان یکی از دشت‌های مسیر جاده پارس به خوزستان است. این دشت در شمال به کوه گوهر در شمال محدود می‌شود.
چشمه خنگ بنار [(خنگ :پیش رفتگی زمین در در کوه ) بنار (دامن کوه ) ]در شرق کوه گوهر قرار گرفته و در دره پایین آن چندین آسیاب آبی وجود داشته است. در شرق دوگنبدان، کوه سنگی دوشقه قرار دارد که قسمت شمالی فرودگاه گچساران را دربر می‌گیرد؛ در آنجا میل یا برجی بلند وجود داشته که روی آن آتش می‌افروختند تا راهنمای مسافران باشد. با تاریک شدن هوا، مسئولان وقت بر روی تپه یا میل آتش برپا می‌کردند تا کاروانیان از وجود کاروانسرای دوگنبدان آگاه شوند و راه را گم نکنند.

قسمت دیگری از دشت، از گر دو شقه تا جاده منتهی به کارخانه روغن‌سازی ادامه دارد. در جنوب، تپه‌ ماهورهایی منتهی به روستای پشکان، گچ‌آلمون، تپه رادک و پر( در :کوه سنگی کوچک
پیش‌پر (جلوی کوه) و پس‌پر (پشت کوه) و پر بالی را نیز شامل می‌شوند. در غرب، گربنگه و چشمه بنگه و گچِ پکک واقع شده‌اند؛ در زبان لری «پکک» به معنای قله کوچک است و «مکان پکک» یعنی قله کوچک، که بلندترین نقطه ارتفاعات غربی به شمار می‌رود.

بین گربنگه و گچ پکک، راه اصلی یا جاده شاهی (جاده‌ای باستانی که تخت جمشید را به شوش وصل می‌کرد  عبور می‌کند. در شرق دوگنبدان انبار شاهی قرار دارد ) که به گچ‌هوس (عَوَض) و شهرک خیس (لیشتر) و شهرک فرزوک (خیرآباد) منتهی می‌شود. در انتها به رودخانه زهره، که شیرین‌تر است، متصل می‌شود و به شهر ارجان دوران اسلامی ارتباط پیدا می‌کند.
وجود دشت‌های باشت، ابدالان، دوگنبدان، لیشتر و خیرآباد، همراه با کارکردهای کشاورزی و دامداری، به اهمیت پرورش اسب در این مناطق کمک می‌نموده است.
دشت دوگنبدان سرچشمه یکی از رودهای منطقه جنوب ایران است. آب‌های تعلوو (تلخ‌آب) کا عباسعلی (کنار درب اصلی فرودگاه گچساران) و تعلوو کا عبدشاه (بین میدان تره‌بار و اداره هواشناسی) از میان دشت دوگنبدان سرچشمه می‌گیرند. در غرب، تپه‌ای وجود دارد که به مناسبت استقرار یک دسته مسلسل روی این تپه در سال ۱۳۲۱ خورشیدی و شلیک مسلسل، بومیان آن را «تل گله‌ای» نامیده‌اند. این رودها به یکدیگر متصل شده، سپس با چشمه‌های دیگری آمیخته می‌شوند؛ از جمله چشمه رادک آبادی کی‌سرمست که به «چشمه بی‌خانم بی‌بی» معروف است، زیرا یکی از مادران خوانین در آن استحمام کرده است. چون در منطقه رادک چشمه‌های فراوانی جوشش می‌یابند، چمنزارهای این منطقه در گذشته محل جشن‌ها و بازی‌های اهالی بوده است. نام «زیر بست» نیز به‌خاطر تقاطع چند جاده و چند چشمه و پله‌پله بودن سطح زمین به این مکان اطلاق شده است؛ در اسناد تاریخی منطقه نیز از «زیر بست»، «بست» و «بالا بست» در همین مکان یاد شده است.
چشمه‌های رادک توسط شرکت نفت انگلیس و ایران (APOC) با ساخت سد بتنی کوچک و حفر چاه جهت مصارف شرکت نفت، آب‌شیرین شده و سپس تا بی‌بی حکیمه توسط لوله انتقال داده می‌شد. در پایین پمپ‌خانه آب، قبلاً قبرستان‌های قدیمی و کاروانسرای تاریخی قرار داشت که اکنون پاسگاه انتظامی است.
چشمه گر بنگه در غرب دشت دوگنبدان واقع است و در قدیم باغ بزرگ و زیبایی را شامل می‌شد. آب آن از دامنه گر بنگه آغاز می‌شود؛ از کنار قبرستان شهر و زمین‌های برنج‌کاری اهالی می‌گذرد، از کنار پمپ‌بنزین کنونی عبور می‌کند و با چشمه چمو، دره چمو و چشمه خواجه عیوضی مخلوط شده و در انتها به آب‌های ورودی از رادک می‌پیوندد. همچنین چشمه بل قنات، چشمه دره گورگونی و چشمه کامحمد در پایین خیابان اسلام‌آباد سادات، در پایین بیمارستان شهید رجایی قرار دارند؛ آسیاب آبی جعفرخان نیز به‌جهت آرد کردن محصولات کشاورزی اهالی مورد استفاده قرار می‌گرفت.
چشمه تعلوو نارو و مشیل (جایی که مرتع خوبی دارد؛ کا محمدعلی که در جنوب محله کارکنان جنوبی قرار دارد) آبی از این تلخ‌آب در جریان دارد و با تعلوو کاهاشمی یکی شده و تشکیل برم (استخر) آقا پنجعلی را داده است. این جریان از جنوب پروبالی گذشته، با تعلوو سرد (تلخ‌آب سرد) یکی می‌شود و در نهایت وارد تمام خروجی‌های چشمه‌های بالا شده و متحد می‌گردند. اینها رودخانه کمبل را تشکیل می‌دهند. (نام رودخانه «کمبل» در کتاب فارسنامه ناصری آمده است؛ به‌اشتباه نام کمبل را انگلیسی ذکر کرده‌اند.)
رودخانه کمبل با آبی که از روستای پشکان می‌آید، از کنار روستای کمبل مسیر خود را تغییر می‌دهد و از شمال دشت بلوط می‌گذرد. این رود با آبی که از دشت مور [(مور در زبان لری «بی‌آب» معنی می‌دهد؛ موور یعنی چمن) ] می‌آید و تلخ‌آبی که از دشت لیشتر جریان دارد، یکی می‌شود. سپس از شمال دژسلیمان (دژ و قلعه اسماعیلیان) طی مسیر کرده و با رودخانه خیرآباد مخلوط می‌شود؛ در انتها با اتصال به رودخانه زهره در منطقه هندیجان به خلیج فارس می‌ریزد.
چند چشمه دیگر هم در شمال دشت دوگنبدان وجود دارند که از جمله می‌توان به چشمه باغ انار، چشمه انجیری و چشمه شیخو (واقع در دامنه کوه گوهر) اشاره کرد که مورد استفاده‌اند. همچنین تعلوو کی‌ایرجی و تعلوو کی حبیب‌الله در سمت چپ جاده دوگنبدان ـ آبریگون ـ قرار داشته‌اند.
سه رشته قنات در دشت دوگنبدان جاری بودند که هر کدام بر اساس اهمیت معرفی خواهند شد. از قسمت شمالی دشت دوگنبدان، یعنی روستای باغ انار ( در سرشماری سرهنگ رزم‌آرا ذکری از آن به‌میان نیامده است .)
رشته قناتی از زمین‌های خنگ بنار گذشته و تا دشت ابدالان امتداد داشته است. به‌نظر می‌رسد گاوچاه این رشته قنات طولانی توسط کشاورزان به مرور زمان پر شده و به‌جز چند دهنه، آثار دیگری از این قنات باقی نمانده است.
از همین رشته قنات، از باغ انار تا دشت ابدالان، دو قنات از شمال به جنوب کشیده شده بود: یکی از روستای اسلام‌آباد کنونی پایین می‌آمد و تا منازل کارمندی شرکت نفت ادامه داشت؛ دیگری از شرق بیمارستان بی‌بی حکیمه به‌طرف جنوب ادامه می‌یافت و تا پانصد دستگاه مزارع و باغ‌ها را آبیاری می‌کرد که متأسفانه به‌سبب خانه‌سازی مردم و پیمانکاران، چاه‌های این قنات‌ها پر شده‌اند.
در انتهای محله سادات مکان ساختمان فاضلاب کنونی چند چاه قنات وجود داشت که باغ های اهالی را سیراب می نمود.
جاده ارتباطی پارس به خوزستان از دشت دوگنبدان میگذرد چاپارهای دولتی و کاروانیان و مردم عادی مسافر، شب را در کاروانسرای دوگنبدان بیتوته میکردند کاروانسرا برگرفته از پیوند شاهراههای ارتباطی بین تخت جمشید پایتخت باستانی هخامنشیان تا سارد پایتخت فتح شده لیدی توسط کوروش بزرگ در شرق دریای مدیترانه می باشد، کاروانسرای دو گنبدان در زمان جنگ جهانی دوم ترمیم و پاسگاه انگلیسی ها برای محافظت از فرودگاه و تلمبه خانه و لوله های نفتی گردید قبر چند سرباز هندی در روبروی کاروانسرا تا چند سال پیش معروف به قبر هندی وجود داشت، بعد از ترک اشغالگران پاسگاه محل نیروهای امنیتی ایران گردید و هنوز هم ادامه دارد. برای تخمین در مورد وجود نفت در این سرزمین بر اساس نامها و مکانهایی که از قدیم چشمه های قیری و نفتی معروف بودند کار بررسی توسط رینولدوز در منطقه انجام گردید. چشمه چاههای نفت سیاه و آبهای بدیو و گوگردی در منطقه فراوان هستند و اگر کسی تفتیش کند البته معدن سنگ زنگ را خواهد یافت. (فسایی)
رینولدز پس از کشف نفت در مسجدسلیمان به اروپا رفت و بعد از مدتی به ایران بازگشت بود پس از آنجا به بهبهان جهت بازدید چشمه های نفت و قیر و زمین شناسی منطقه رفته در ۲۶ آبان بهمن ماه پس از بررسی مکان ها در اوایل اسفند به رامهرمز رسید.
تاریخ نفت در گچساران با بازدید رینولدوز از این مناطق (بهبهان) آغاز گردید پس از آن گریفیتز نامی و تعدادی با ادوات حفاری در حوالی چشمه نفت ،چلنگر، سولایدر و میشان به کار حفاری پرداختند ولی نفت آنچنانی حاصل نگردید آنگاه ادوات خود را به بالای رودخانه زهره سرزمین ایل باشت و بابویی انتقال دادند، جایگاه انتخابی بالای رودخانه زهره (بابا محمد) و بین آب شیرین و رمه چر جنوب کوه شهر و و گچ پکک در جنوب غربی دوگنبدان انتخاب گردیدند بنا به گفته بزرگان و قدیمیها در منطقه پکک کی حبیب الله کار اکتشاف بعد از نصب وسایل حفاری شروع گردید این دشت و گچ منظور از گچ مکانی که عشایر در زمستان به چرای دام هایشان مشغول می باشند. اقامتگاه گرمسیری) مملو از درختان ریملک نوعی درخت با میوهای ترش مزه از خانواده (سدر) و کنار (سدر) و بن ( پسته وحشی بود و اردوگاه حفاران به بن هاوس معروف گردید و افراد طایفه در کار نگهبانی و راهسازی و حفاری مشغول گردیدند و برای تهیه آب شیرین کمپ از آب چشمه بنگه که قبلاً بمصرف باغ بزرگ بنگه می رسید حوض بتنی ایجاد کرده و تلمبه ای بر روی حوض نصب نموده و با جاده کشی و ارتباط تلمبه با کمپ آب را از بنگه به وسیله. لوله انتقال دادند.
کار حفاری ادامه داشت تا این که کمپ و اهالی توسط عشایر در مورخه ۵ تیر ۱۳۰۹ خ مورد چپاول قرار گرفتند و همین باعث شد مسئولان نفت انگلیس و ایران در محل حضور پیدا کرده و علت را کنکاش نمایند، به همین منظور مدیر مقیم شرکت نفت ایران و انگلیس شخصاً از تهران با هواپیما به ناصری (اهواز کنونی) و سپس با هواپیما به بندر گناوه آمده، آنگاه با ماشین به گچ بابا محمد (بیشتر کسانی که از این پس در منطقه متولد و یا شناسنامه گردیده اند، شناسنامه شان صادره از بابا محمد میباشد.)
به گچ پکک کی حبیب الله آمده و طی گزارش مبسوطی موضوع را به تیمورتاش وزیر دربار رضاشاه اطلاع میدهد اما با این همه کارشکنی ها حفاری در منطقه ادامه پیدا نمود و نخستین تحول اکتشاف در سالهای بعدی با نفتی و گازی شدن چند چاه اعلام گردید.
بهره برداری به مقیاس تجاری و تولید صادرات از سه قلاتون در سال ۱۳۱۹ خورشیدی بود و در همین سال با افتتاح خط لوله ای بین گچساران و آبادان به طول ۲۶۴ کیلومتر و با قطر ۳۰/۵ میلیمتر روزانه ۴۰ هزار بشکه نفت خام سنگین گچساران را به آبادان ارسال می گردید.
همچنین با توجه به گازی بودن چاه شماره ۴ بین آب شیرین و رمه چر و چاه ۱۳ به فکر ایجاد پالایشگاه گازی در جنوب کوه شهرو افتادند که به نام پالایشگاه گازی دشت میرزا [( در فرهنگ ایران به کسانی که سواد دارند میرزا گویند) چون منزل چند کارمند در کنار پالایشگاه واقع بود پس به این مکان دشت میرزا می گفتند) ]معروف گردید. شرکت نفت با توجه به تاسیس ایستگاه تلگراف در بندر گناوه در سال ۱۳۱۳ خورشیدی دستگاه تلگرافی در میشان و گچساران یا بابا محمد افتتاح نمود و همچنین به علت مسطح بودن زمینهای اطراف زریون در پانصد دستگاه فعلی محلی را برای فرودگاه انتخاب نمودند این مکان توسط بی سیم و بعدها تلفن به دشت میرزا و بابا محمد و گناوه و آبادان ارتباط داشت بعدها جای فرودگاه زریون به فرودگاه کنونی تغییر مکان داده شد و محل فرودگاه (جاطیاره) زریون به زمین گلف و اداره با غبانی شرکت نفت تبدیل گردید.
در سال ۱۳۳۹ خورشیدی با احداث خط لوله نفت از گچساران به خارگ مستقیماً نفت گچساران به خارج از کشور صادر میگردید از چاههای معروف گچساران چاه شماره ۲۳ و۲۴ میباشد که روزانه هر کدام در اوایل ۱۴ هزار و ۴۰ هزار بشکه در روز تولید داشتند.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *