آخرین اخبار

علت کاهش محبوبیت جریان اصولگرای گچساران و باشت

دلیل کاهش محبوبیت جریان اصولگرای گچساران و باشت چیست؟ برای این پرسش، پاسخ های متعددی می توان ردیف کرد که از جمله می توان؛ عدم توجه به بسط تفکر اصولگرایی، منفعت طلبی، تلاش برای پیروزی در انتخابات ها بر اساس سیاست ماکیاولی( هدف،وسیله را توجیه می کند)، تناقض گفتار و عمل و…. را نام برد. […]

اشتراک گذاری
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳
نویسنده : ایمان محمدپور
کد مطلب : 153799

دلیل کاهش محبوبیت جریان اصولگرای گچساران و باشت چیست؟
برای این پرسش، پاسخ های متعددی می توان ردیف کرد که از جمله می توان؛ عدم توجه به بسط تفکر اصولگرایی، منفعت طلبی، تلاش برای پیروزی در انتخابات ها بر اساس سیاست ماکیاولی( هدف،وسیله را توجیه می کند)، تناقض گفتار و عمل و…. را نام برد.
اما مهمترین دلیل از نگاه خودم، تناقض گفتار و عمل است که باعث بدبینی جامعه نسبت به جریان مذکور شده است.
مثال ساده ای می زنم تا به درک بهتر مطلب کمک کند؛
در انتخابات نود و هشت، جریان اصولگرا از کاندیداتوری سید قدرت الله حسینی حمایت کرد و مثل سال هشتاد و چهار که دکتر احمدی نژاد زیرکانه متوجه غفلت جریان اصلاحات از عدالت اجتماعی شد و با شعارهای چپ گرایانه در راستای عدالت اجتماعی، توانست پیروز انتخابات شود، جریان اصولگرای گچساران و باشت هم سعی کرد غلفت تاجگردون از عدالت اجتماعی را هدف قرار دهد و با شعار مبارزه با بی عدالتی وارد میدان انتخابات شدند. اما به این موضوع توجه نکرده بودند که جامعه به این دلیل که خود جریان اصولگرا و شخص سید قدرت الله حسینی در این زمینه سابقه خوبی ندارند، ممکن است آنها را همراهی نکند که نکرد.
جریان اصولگرا همین روش را برای انتخابات میان دوره ای مجلس در خرداد هزار و چهارصد در پیش گرفت،با این تفاوت که در انتخابات میان دوره ای بخت با آنها یار بود و سید قدرت رد صلاحیت شد و آنها به اجبار به سمت گزینه ای رفتند که هنوز برای جامعه مثل هندوانه سربسته بود ( درست مثل احمدی نژاد هشتاد و چهار) و سرانجام با همان شعار مبارزه با بی عدالتی پیروز میدان شدند.
اما این پایان کار نبود، چون هدف آنها از شعار مبارزه با بی عدالتی به معنی برقراری عدالت نبود، بلکه هدف این بود که چند سال گروه مقابل سواستفاده کرده اند از بودن در قدرت و حالا نوبت ماست..!
در این زمینه تمام تلاششان را به کار گرفتند جهت همراهی سید ناصر حسینی پور با آنها جهت کسب ثروت و قدرت…
اما در بیشتر اوقات،سید ناصر جلوی آنها سینه سپر کرد و خواهان اجرای عدالت در عمل شد.
سرانجام چون منافع آنها تامین نشد، خیلی زود تصمیم بر حذف سید ناصر گرفتند و فرماندهی عملیات را هم برادر سیدناصر یعنی سیدقدرت بر عهده گرفت.
و نهایتا هم توانستند سید ناصر را از چشم جامعه بیندارند و او هم فرار را بر قرار ترجیح داد.

آیا با وجود این همه تناقض در شعار و عمل، باز هم جامعه باید به جریان اصولگرا اعتماد کنند؟

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.