به گزارش پایگاه خبری ۱۹ آبان به نقل از فارس ؛ دانشگاه یاسوج در طول دوران شکل گیری خود دو دوره متفاوت را پشت سر گذاشت که در هر کدام از این دوران از ریل توسعه علمی خارج شد.
اولین دوره پرتلاطم دانشگاه یاسوج دوران هشت ساله اصلاحات بود که تندروهای فرصت طلب از جوانان دانشگاهی در دانشگاه یاسوج به عنوان پیاده نظام سوءاستفاده کردند.
احساسات پاک جوانان دانشگاهی را به سمت و سوی جنجال و ایجاد بحران کشاندند که بلایای آن دوره سخت هرگز فراموش نخواهد شد و دانشگاه یاسوج به عنوان دانشگاه مادر استان کهگیلویه و بویراحمد گرفتار بلای بزرگ سیاسیکاری و بازماندن از توسعه علمی شد.

دورانی که عده ای سودجو و فرصتطلب به سرکردگی عدهای تندرو در دل یک جریان سیاسی شناسنامهدار سرنوشت دانشگاه یاسوج را به کجراهه بردند.
با آغاز به کار دولت نهم به دلیل وجود نحلههایی از تندرویهای سیاسی گذشته وقتی آرامش به دانشگاه بازگشت و زدودن غدههای چرکین سیاسیکاری در دستور کار قرار گرفت همان عده برای تطهیر خود و ایجاد تنش به مدیریت آن انگ طالبانی و خشونت گرایی زدند.
در حالی که دانشگاه در مسیر اصلی خود یعنی تولید علم قرار گرفته بود و همه وقت شاهد موفقیتهای زیادی در زمینههای مختلف علمی از سوی اساتید و دانشجویان دانشگاه یاسوج در سطوح مختلف کشوری بودیم.
گماشتن مدیران ناکاربلد برای یک دانشگاه بزرگ در تراز ملی از سوی دولت از یک سو و سپردن تمام و کمال دانشگاه یاسوج به نمایندگان مجلس و لیدرهای غیردانشگاهی آنها از سوی دیگر موجب شد تا دانشگاه مادر استان بیش از همیشه سیر قهقرایی خود را آغاز کند.با اتمام دوران هشت ساله دولت های نهم و دهم که البته مدیریت دانشگاه یاسوج علی رغم همه تلاش ها برای زدودن سیاسیکاریها در برخی موارد از جمله ایجاد ارتباط نیز بی نقص نبود به دولت یازدهم و دوازدهم روحانی رسیدیم تا دانشگاه یاسوج دوران بحرانی تر از هشت ساله دولت اصلاحات را تجربه کند.
حاکمیت افراد خاص که گاهی از آنها به عنوان حلقه فوق دیپلمها نیز تعبیر میشد باعث گردید تا دانشگاه یاسوج علاوه بر غرق شدن در مرداب سیاسی کاری به ورطه قوم گرایی نیز کشانده شود.

جولان گماشتگان آقای نماینده در دانشگاه و تبدیل فضای علمی دانشگاه به جولانگاهی برای جمعآوری رای و اقدامات دور از شان دانشگاه یاسوج همچون خرید رای خوابگاههای دانشجویی منجر شد که دانشگاه یاسوج از لحاظ شخصیتی و جایگاهی به شدت تنزل پیدا کرده و در حد و اندازه یک واحد دانشگاهی معمولی تبدیل شود.
برخورد فیزیکی با جریانات دانشجویی غیر همسو در دانشگاه یاسوج؛ علم کردن یک دانشجو نما برای هو کردن مهمانان رقیب و به جنجال کشاندن جلسات پرسش و پاسخ به مانند جلسه پرسش و پاسخ صفار هرندی، علیرضا قزوه و احمد توکلی و دهها و صدها نمونه دیگر و برخورد با رسانهها و خبرنگاران غیر همسو و بعضاً ضرب و شتم آنها مانند ضرب و شتم خبرنگار یک خبرگزاری و همچنین بستن درب دانشگاه به روی منتقدین از جمله اقداماتی بود که بنا به گفته خود دانشگاهیان از سوی تیم موسوم به فوق دیپلم ها صورت میگرفت و روز به روز جایگاه این دانشگاه مادر در استان رو به افول میرفت.

خوشبختانه با روی کار آمدن مدیریت کنونی دانشگاه یاسوج و خارج کردن سرنوشت مهمترین مرکز علمی استان از ید افراد خاص حرکت به سمت علمی شدن دانشگاه آغاز شد و دکتر عریان رئیس دانشگاه که سابقه طولانی در مدیریت دانشگاهی کشور داشت ابتدا مدیریت دانشگاه را از چنگ فرصتطلبان خارج کرد و دانشگاه پس از چند سال روی ریل علمی قرار گرفت.
دانشگاه یاسوج در ۲ تا ۳ سال اخیر فرصت بازیابی و ریکاوری پیدا کرد و تقریباً بسیاری از آثار مخرب از جمله حاکمیت فضای تبلیغاتی و انتخاباتی به نفع یک نفر غبارزدایی شد.
اکنون با روی کار آمدن دولت سیزدهم و وعدههایی که آیت الله رئیسی برای رشد و توسعه علمی کشور داده امید میرود که با گذاشتن مدیریت علمی بر دانشگاه یاسوج این مرکز بزرگ دانشگاهی جایگاهی شایسته برای کمک به توسعه استان محروم کهگیلویه و بویراحمد پیدا کرده و به عبارتی دانشگاه یاسوج ردا و قبای علم و دانش به تن کرده و دیگر اجازه داده نشود که افراد غیر دانشگاهی و نوچههای افراد خاص به قلمرو این مرکز مهم علمی استان وارد شده و حکمرانی کنند.
انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰