فریاد اجاره ای؛سینمای تراژیکِ سیاستِ بویراحمد
*آنچه این روزها در یاسوج اتفاق افتاد ، فقط یک حاشیه ساده نبود ، یک نشانه عمیق و دردناک از وضعیتی که سالهاست سیاست و مدیریت استان را زمین گیر کرده است .* *سبزعلی ، با بلند گوی دستی اش هنگام ورود رئیس جمهور ، چنان با تهدید و فریاد سخن گفت که انگار […]
*آنچه این روزها در یاسوج اتفاق افتاد ، فقط یک حاشیه ساده نبود ، یک نشانه عمیق و دردناک از وضعیتی که سالهاست سیاست و مدیریت استان را زمین گیر کرده است .*
*سبزعلی ، با بلند گوی دستی اش هنگام ورود رئیس جمهور ، چنان با تهدید و فریاد سخن گفت که انگار قرار است صدای مردم باشد ، اما تنها ساعاتی بعد در بدرقه همان هیئت چرخشی عجیب کرد . لبخند زد ، از رئیس جمهور تعریف کرد و او را مرد خوب قلمداد کرد و درخواست شخصی اش را هم تقدیم دختر رئیس جمهور کرد .*
*این تغییر ناگهانی یک اتفاق نبود ، یک تشخیص دقیق از بیماری سیاست زدگی معیوب در استان ما و این سیکل تکرار شونده بود .*
*وقتی کسی که مدعی دفاع از مردم است ، در کمتر از یک روز از تهدید تا چاپلوسی را به تصویر می کشد ، پیامش برای مقامات واضح است .*
*اینجا صداها قابل خریدن هستند .*
*اینجا مطالبه گری ، نه شجاعت می خواهد و نه تحلیل ، فقط کافی ست کمی فریاد بزنی و کمی لبخند تحویل بدهید .*
*این ، ضربه ای است که سالها به اعتبار و پیشینه استان ما وارد کرده است .*
*لبخند هیئت همراه رئیس جمهور ، لبخند تمسخر نبود . لبخند فهم دقیق بود ، فهم اینکه این نوع رفتارها چگونه شأن مردم بویراحمد را پایین می آورد .*
*مشکل فقط سبز علی نیست ، سبز علی نماد است . نماد سیستم مدیریتی ست که سالها در استان ریشه دوانده است .*
*بلندگوی خشمگین ، فهم کوتاه*
*ادعای عدالت ، عمل شخصی*
*صدا برای مردم ، امتیاز برای خود*
*مدیرانی که برای مردم سخنرانی های عامه پسند می کنند ، اما پشت میزها ، فقط سهم خود را محکمتر می گیرند . هر جا منافع مردم مطرح است سکوت ، هر جا نفع شخصی است ، فریاد .*
*نماینده آموزش و پرورش هم همین مسیر را رفت . در جلسه ای رسمی ، از توزیع عادلانه ثروت و نهضت توسعه و کیفیت آموزش گفت ، در حالی که سالهاست آموزش ما تبدیل شده به بازاری برای عزل و نصب ها و تأسیس مدرسه های بی کیفیت ، چنانکه تعداد مدارس شهر ما از تعداد کافه های شهر نیز بیشتر شده است .*
*البته که مدارسی در همین مدار جور مدارس دولتی را یدک میکِشَند .*
*اما خروجی آموزشی در شهرستان ما کم کیفیت ، تبعیض آمیز و امید گریز است .*
*عدالت در کلام هست ، اما در عمل فقط توسعه دکان و ابعاد میز مدیریتی است .*
*در همین فضای آمیخته به هیاهو و ظاهرگرایی ، تنها صدایی که حرفی اصولی و آینده نگرانه زد ، سخن دکتر محمد بهرامی بود .*
*وقتی او در جلسه فعالان اقتصادی نسبت به خطرات زیست محیطی سدهای خرسان و ماندگان هشدار داد ، به جای آنکه از او حمایت کنند ، بعضی ها طعنه زدند که خارج از موضوع صحبت میکنید .*
*در حالیکه اساسا هیچ موضوعی مهمتر از بقاء زیست بوم نیست .*
*زمین بی جان ، اقتصاد ندارد .*
*آب از دست رفته ، سرمایه نمی پذیرد .*
*خاک فرسوده ، کارآفرینی نمیزاید .*
*بهرامی برخلاف دیگران ، نه برای کف زدن حرف زد و نه برای امتیاز گرفتن ، او از جان این سرزمین گفت ، نه از جیبش .*
*او فهمید که اگر امروز در برابر سدسازی های مخرب سکوت کنیم ، فردا نه اقتصاد می ماند ، نه کشاورزی ، نه معیشت و نه امید .*
*از برکات این سفر هم کلنگ زنی پتروشیمی در شهرستان گچساران بود ، باید خدا قوت به اقای دکتر تاجگردون گفت .*
*تمام این ماجراها ، از سبزعلی با بلندگوی دستی اش تا مدیران با میزهای چوبی شان ، به یک حقیقت مشترک اشاره می کند ،*
*استان ما قربانی سیاست ابزاری برای منفعت طلبی فردی است . سیاستی که نه عدالت می فهمد ، نه توسعه ، نه مردم .*
*سیاستی که از یک سو با داد و فریاد مردم را گول می زند و از سوی دیگر با لبخند و چاپلوسی ، امتیاز خصوصی می گیرد .*
*اگر امروز نایستیم ، فردا چیزی برای دفاع کردن نمی ماند . نه آب ، نه خاک ، نه اعتبار اجتماعی ، نه اعتماد عمومی .*
*وقت آن رسیده که مردم این سرزمین از سیاست معامله گری عبور کنند و به سیاستی برگردند که بر محور مردم ، هویت ، کرامت و آینده نگری بنا شده باشد .*
*سیاستی که نه با تهدید سبزعلی شروع شود ، نه با لبخند چاپلوسانه تمام شود .*
*صمصام کاخ ساز*
این مطلب بدون برچسب می باشد.





دیدگاهتان را بنویسید