آخرین اخبار

تحلیلی بر «اهانت به ایل باوی» و «توهین به تاجگردون»

اینان نه تنها دغدغه نام و فرهنگ استان کهگیلویه و بویراحمد را ندارند، بلکه دغدغه و ذهن ایشان چیزی جز اختلاف افکنی و تعمیق مناسبات غلط و تعصبات کور قبیله ای نمی باشد.

اشتراک گذاری
24 نوامبر 2016
کد مطلب : 3721

 

در دنیای مدرن امروز توسعه ارتباطات و فناوری اطلاعات مرزهای جغرافیایی را درنوریده و امروز تئوری دهکده جهانی حتی در دور افتاده ترین نقاط عشایری و روستایی استان تحققی عملی یافته و انسانها را فراتر از مرزهای جغرافیایی و قبیله ای رهنون ساخته است.
مناسبات اجتماعی و سیاسی شهرستانها، ایلات و طوایف استان ریشه ای عمیق دارد و دیگر باوی و بویراحمد و ترک و لر و کهگیلویه و بهمئی و همه و همه اینقد دارای اشتراکات زبانی قوم و خویشی ، فرهنگی و سیاسی و حتی اقتصادی هستند که واپس زدن این مناسبات برای بازگشت به گذشته امری غیره ممکن است.
شهرستانها و ایلات استان مانند این ضرب المثل؛ که هر گل یک بویی دارد ، هر کلام دارای تاریخ ، فرهنگ و ارزشها و هنجارهای خاص خود اند. و این شهرستانها و ایلات همچون تکه های پازل در کنار هم استان را تشکیل داده اند.و بر خلاف دوستی اصلاح طلب که اصلاح طلبی را کنار گذاشته و در عمق مناسبات غلط تنش های طایفه ای و شهرستانی غلطیده و اظهار می دارد؛ گچساران ، بهمئی و کهگیلویه بدون بویراحمد ، رامهرمز و رستم اند.
نه بویراحمد، بدون گچساران و کهگیلویه ، لردگان ست و نه گچساران و کهگیلویه بدون بویراحمد رامهرمز و رستم اند. بلکه این حوزه های انتخابیه در کنار هم معنی پیدا می کنند.

سالهای سال بود که بواسطه ایستیلای برخی انحصار گرایان در بی توجهی به شهرستانهای کهکیلویه ، بهمئی و گچساران، “شعار جدایی” از استان کهکیلویه و بویراحمد و پیوستن به خوزستان ، فارس و یا بوشهر زمزمه و حتی در حضور شخص اول اجرایی مملکت ، مردم و جوانان “شعار جدایی” از استان سر می دادند.
این واقعیت ریشه در انحصار گرایی برخی ها و هیچ انگاشتن دیگر شهرستانها در توزیع قدرت و ثروت خلاصه می شد. بطوری که سیل مهاجرت در بلاد شاپور ، بهمئی و گچساران ، خطری جدی ایجاد کرد و عمدتا حاشیه نشینی در مرکز استان را تعمیق بخشید.

پس از حضور غلامرضا تاجگردون در مجلس شورای اسلامی و اقدامات جدی ایشان در رفع محرومیت و جذب اعتبارات بخصوص در حوزه انتخابیه گچساران و سهیم شدن(هر چند جزئی) فرزندان آن دیار در ساختار قدرت استان ، کم کم این شعار از فضای سیاسی و اجتماعی، رخت بربست. بطور کلی مجموعه اقدامات و تلاشهای تاجگردون این «تهدید» را به «فرصت» بدل کرد.
تاجگردون «خطر واگرایی ها» را به «همگرایی ها» بدل ساخت. بطوری که امروزه ، توسعه و عمران آبادی بویراحمد را همه فرزندان باوی و گچساران افتخار خود میدانند و در رنج ، سختی ، شادی و رشد آنها خود را شریک می پندارند.
متاسفانه برخی سیاسیونی که خود تا دیروز در پی تغییر نام استان بودند ، امروز در فرصت بوجود آمده توسط برخی سایتها
(که کارکردی جز دامن زدن به اختلافات ندارند ) در خلال مطرح شدن بحث تغییر نام استان توسط شورای فرهنگ عمومی ( که عمدتا اعضای غالب آن از شهرستان بویراحمد اند ) “اسب تعصب ” را زین کرده و بی مهابا برای تسویه حساب سیاسی با دکتر تاجگردون – که نه تنها طراح بحث تغییر نام استان نبودند و بلکه فقط نظر خود را ابراز داشته اند – و استاندار محترم استان برخواسته و سعی دارند با مطرح کردن بحث های قومی و منطقه گرایی از آب گل آلود ماهی بگیرند.
این گونه دفاع های متعصبانه و کورکورانه از نام، تاریخ و فرهنگ استان نه تنها کمکی به تحکیم نام و پیشنه تاریخی استان نمی کند بلکه خود توهین به ارزشهایی مردمی است که سالیان سال خون دل خورده و پاسبان ارزشهای دیارشان بودند.
و بقول اندیشمندی: «دفاع بد، بهترین تخریب است».
اینان نه تنها دغدغه نام و فرهنگ استان کهگیلویه و بویراحمد را ندارند، بلکه دغدغه و ذهن ایشان چیزی جز اختلاف افکنی و تعمیق مناسبات غلط و تعصبات کور قبیله ای نمی باشد.

معتقدیم تداوم چنین رفتارهای اهانت بار و هتاکی های بی امان به مردم شهرستانهای همجوار نتیجه ای جز تعمیق اختلاف ها و واگرایی مردم استان و نهایتا سر برآوردن مجدد شعار جدایی و تجزیه استان در شکلی جدی تر نخواهد بود.

توهین های غیره اخلاقی و اهانت های پی در پی یکی از پیمانکاران سابق ، به مردم شریف باوی و گچساران در رسانه ای … ذهن بزرگان و ریش سفیدان بویراحمد را آزرده و نگران کرده است.
که خیلی از آن عزیزان و ریش سفیدان بویراحمدی در تماس های متعدد …. این رفتارهای دون شان فرهنگ و ادب را منسوخ اعلام نموده اند.

مطالب منتشر شده توسط این فرد ( که قطعا خودش سوادی نداشته و فقط برایش نوشته اند)
هرگز به حساب ایل بزرگ و تاریخ ساز بویراحمد گذاشته نمی شود. چرا که در این سالها همیشه بزرگان اصیل بویراحمد حرمت ایلات همجوار خود را داشته اند.
این اهانت ها به نماینده گچساران و باشت که به استناد نتیجه انتخابات ۷ اسفند ۱۳۹۴ محبوب ترین منتخب کشور در مجلس دهم – به تناسب درصد آرای مردم اعم از باوی ، بویراحمد، قشقایی و حتی کهکیلویه و بهمئی های ساکن گچساران، قبل از آنکه توهین به مردم آن حوزه باشد، زیر سوال بردن منش و نجابت ایل بزرگ بویراحمد و به چالش کشانیدن هنجارهای تاریخی این ایل است. و لازم است بزرگان و ریش سفیدان ایل بویراحمد حساب خود را از این دست رفتارهای دون شان و اهانت آمیز ، مبرا سازند تا زمینه تداوم دوستی ها و مناسبات تاریخی هر دو ایل باوی ، بویراحمد و بهمئی توسط تازه بدوران رسیده های بی سواد، مورد تاخت و تاز قرار نگیرید.

لازم به ذکر است که عرصه قلم و اندیشه، میکروفن و ارگستر عروسی نیست که هر کسی از گرد راه برسد آنرا بردارد و خواننده و یا رقاص شود … عرصه قلم و اندیشه حرمت دارد و خداوند تبارک و تعالی به حرمت قلم سوگند یاد فرموده اند. و نباید قلم مقدس را به تهمت، افترا، دروغ و هتاکی آلوده کرد.

مطالب منتسب به این فرد در سایت ها– در خصوص ریاست محترم شورای نگهبان و نماینده اسبق گچساران و کهگیلویه و همچین در مورد حکم اعدام منصور خان باشتی – قبل از آنکه بی حرمتی، اهانت و نسبت دروغ به مردم باوی باشد، تهمت و افترا به شورای محترم نگهبان و رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری و مصداق نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی تلقی می گردد.
که جا دارد دادستان محترم استان و نماینده مدعی العموم و مسئول محترم دفتر بازرسی شورای نگهبان در استان با اقدامات قاطع و قانونی مجال بی حرمتی مجدد به نهادهای انقلابی، مسولین و ارزشهای جامعه را، سلب نمایند.

با احترام

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *