آخرین اخبار

خودکشی در استان از منظر کارشناسان

زهرا گلپر- روانشناس و مددکارمرکز مشاوره خانواده  از جمله نتیجه‌های سکوت کردن در قبال حوادثی مانند خودکشی، فراموش شدن بحث‌های کارشناسی و بررسی این موضوعات است که شاهد ابتلای کشورمان به آن هستیم. وی اظهار کرد: یکی دیگر از آفت‌های این نگاه، به ویژه در جوامعی مانند کشورمان بخصوص استان کهگیلویه وبویراحمد، تسری این نگاه […]

اشتراک گذاری
13 سپتامبر 2016
کد مطلب : 275

زهرا گلپر- روانشناس و مددکارمرکز مشاوره خانواده

 از جمله نتیجه‌های سکوت کردن در قبال حوادثی مانند خودکشی، فراموش شدن بحث‌های کارشناسی و بررسی این موضوعات است که شاهد ابتلای کشورمان به آن هستیم.

وی اظهار کرد: یکی دیگر از آفت‌های این نگاه، به ویژه در جوامعی مانند کشورمان بخصوص استان کهگیلویه وبویراحمد، تسری این نگاه به نهادهایی است که در این باره وظیفه دارند. چه آنهایی که باید این اخبار را پیگیری کرده و در قالب آمار و بحث‌های علمی آنها را مورد بررسی قرار دهند و چه نهادهایی که باید در این خصوص پاسخگو باشند، کم‌کاری‌های احتمالی را بپذیرند، از عملکرد خود دفاع و دست آخر ثابت کنند که کارآیی لازم را دارند و صرفا بودجه خور نیستند.

 گلپربیان کرد: زمانش رسیده که مسئولان به جای ترسیدن از قبح‌شکنی در این خصوص و نگرانی از اخباری که لغت «خودکشی» در آنها آمده، نگرانی‌های جدی‌تری در این خصوص داشته باشند و حتی اگر کاری از دستشان برنمی‌آید، مانع از انتشار آماری که می‌تواند خانواده‌ها و دلسوزان جامعه را هشیار کند، نشوند.

وی اختلافات زناشویی، عشق و تمایلات شدید عاطفی و علل ناموسی ناراحتی‌های روانی، شکست در عشق و اختلالات روانی و شخصیتی مشکلات ناشی از شکست‌های تحصیلی، استرس‌ها، فشارهای روانی و روحی ناشی از آنها (فشارهای عاطفی، فشارهای تحصیلی مانند کنکور، نقایص جسمی و فیزیکی در نسل جوان) را از علت های خودکشی درکهگیلویه وبویراحمد برشمرد و افزود: احساس پوچی و بی‌هدفی و افسردگی فقر و تنگدستی، بیکاری، اخراج از کار و شرایط نامساعد اقتصادی مسائل و معضلات زندگی شهری و وضعیت نابسامان زندگی ضعیف شدن اعتقادات مذهبی برملا شدن اسرار و حقایق خصوصی زندگی فرداز دیگرعوامل خودکشی در استان می باشد.

 

رضا خلیلی- کارشناس جامعه شناسی و مدرس دانشگاه

کارشناس جامعه شناسی و مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه خودکشی در بین ادیان مختلف متفاوت است،گفت: به دلیل کراهتی که در دین اسلام در خصوص این مقوله وجود دارد چه بسا به عنوان آخرین راهکار در اندیشه شخصی که به استیصال رسیده است خودنمایی کند و شخص گرفتار در شرایط خاص اجتماعی و روانی خودکشی را به عنوان آخرین راهکار انتخاب می کند.

رضا خلیلی افزود:بنابراین خودکشی زمانی برای شخص ایجاد می شود که هیچ راهی در پیش رو نبیند.اقدام به خودکشی در بین زنان بیشتر از مردان است ولی آمار خودکشی موفق بین مردان بیشتر از زنان است و این بدان دلیل است که زنان از این مسئله به عنوان یک هشدار به اطرافیان و اعتراض به شرایط موجود بهره می گیرند.

وی مقوله خودکشی را یک پدیده اجتماعی با رابطه ای چند مجهولی با شرایط و کلیت شخص و جامعه دانست و اظهار کرد:خودکشی از دیدگاه امیل دورکیم به چهار دسته۱- خودکشی خودخوهانه ۲-خودکشی دگر خواهانه ۳- خودکشی ناشی از آنومی یا بی هنجاری در جامعه ۴ خودکشی قضا و قدری تقسیم می شود.

خلیلی تصریح کرد:در خودکشی خودخواهانه بیشتر شخص خودکشی را برای خود و از روی خودخواهی انتخاب می کند، مانند خودکشی های عاشقانه و خودکشی در اعتراض و خواستن چیزی بالاتر از شرایط و توان خانواده و یا حق فردی.

این کارشناس مسائل اجتماعی افزود:خودکشی دگر خواهانه که خودکشی مقدسی محسوب می شود بیشتر جنبه کمک به دیگران و خود را برای دیگران به مخاطره انداختن است مانند معلمی که خود را به خاطر دانش آموزش به رودخانه می اندازد و یا جلوی خودرویی می پرد تا او را نجات دهد.

این فعال در حوزه پیشگیری از آسیب های اجتماعی بیان کرد:در خودکشی ناشی از آنومی یا بی هنجاری در جامعه که بیشتر ناشی از عدم توازن و فاصله گرفتن شخص از جامعه است در این نوع خودکشی یا شخص از جامعه سبقت می گیرد و یا شخص از جامعه عقب می ماند که بیشتر می توان بر جنبه مادی آن تاکید کرد مانند شخصی که بدهکار شود و کرایه خانه او را به تنگنا بیاندازد و فرد در مقابل خانواده خود شرمنده شود.

خلیلی عنوان کرد:در خودکشی قضا و قدری که بیشتر ناشی از پذیرش مرگ و ناتوانی در برابر مشکلات و مصائب است تغییرات اجتماعی نسبتا سریع می تواند این گونه از خوکشی ها را شدت بخشد.

این مدرس دانشگاه با بیان اینکه در استان کهگیلویه و بویر احمد آنچه بیشتر از همه نمود داشته است خودکشی ناشی از آنومی یا بی هنجاری در جامعه است،اظهار کرد:می توان وضعیت خاص منطقه ای و محروم بودن استان از وجهی و از جهتی شرایط اقتصادی طبقه فرودست در وضعیت اقتصادی تحریم و همچنین تبدیل شدن فقر مطلق در عین رضایت به فقر نسبی در اوج نارضایتی و بالا رفتن سطح انتظارات مردم در یک قیاس اجتماعی و چشم و هم چشمی این مقوله را مضاعف نمود.

 

مهدی هرمزپور-روان پزشک

خودکشی موضوع پیچیده ای است که شیوع آن در استان ما متاسفانه بسیار بالاست .خودکشی بر اساس متون علمی معتبر روان‌پزشکی و روانشناسی، نشانه‌ای از یک بیماری اعصاب و روان است و مانند هر بیماری دیگری  دارای تعدادی فاکتور خطر است که اصلاح این فاکتور ها می تواند میزان و شیوع خودکشی را کاهش دهد.برخی از این فاکتورهای خطر، مربوط به خود فرد خودکشی کننده است و برخی هم مربوط به محیط اطراف او.

فاکتورهای مرتبط با خود فرد شامل افسردگی، اعتیاد و بسیاری بیماری های دیگر روانپزشکی است که حضور یک تیم مجرب سلامت روان (اعم از روانپزشک و روانشناس،مدد کار اجتماعی و.. ) همراه با تعداد مناسب  تخت روانپزشکی  و امکانات مجهز بیمارستانی، میتواند در غربالگری و در نهایت تشخیص و درمان این اختلالات کمک نموده و با بهبودی این گونه بیماری ها، میزان خودکشی نیز کاهش یابد.

اما همانطور که گفته شد، عوامل محیطی نیز در تعامل با عوامل فردی بر روی میزان خودکشی، تاثیر گذار است.

از جمله این عوامل میتوان به موضوع بسیار مهم “فقر” اشاره کرد.

دومین عامل محیطی دخیل در خودکشی که بخصوص در استان ما، نقشی تعیین کننده دارد، دسترسی به اسلحه است.برخی از صاحب نظران، دسترسی به اسلحه را “مهمترین فاکتور خطر” برای خودکشی می دانند.

 سومین عامل محیطی که حتی  منابع علمی غربی به عنوان فاکتور خطر در خودکشی به آن استناد کرده اند، مساله” مذهب “است.طبق نص صریح متون روانپزشکی و روانشناسی،پایبندی به مذهب به خصوص اسلام (عین جمله منابع علمی غربی) عامل بازدارنده بسیار مهمی برای وقوع خودکشی است. تقید به دین اسلام با ایجاد امید به آفریدگار هستی در بعد فردی و توصیه به تعامل اجتماعی با همنوعان و تقویت بنیان خانواده در بعد اجتماعی،تاثیر بسیار زیادی در پیشگیری از وقوع خودکشی دارد.حجاب و عفاف از دستورات صریح دین اسلام است که  می تواند با  مصونیت آفرینی و هویت  بخشی، روحیه فرد را تعالی بخشد.

چهارمین فاکتور خطر، نحوه پوشش اخبار خودکشی توسط رسانه هاست.رسانه ها در این خصوص  ملزم به رعایت برخی ” باید ها و نبایدها “هستند.

امیرحسینی- کارشناس روانشناسی و مسئول مشاوره خانواده

خودکشی های انجام گرفته از هر نوعی که بوده است ریشه عمیق روانی،خانوادگی و اجتماعی دارد و نوجوان و جوانی که اقدام به خودکشی می کند یک افکار منفی در ذهن او شکل می گیرد که این افکار منفی منجر به احساسات منفی و رفتار منفی می شود که یکی از این رفتارهای منفی اقدام به خودکشی است.

بارها به مسئولین هشدار داده و در جلسات ادارات،نهادها،انجمن و اولیاء و معلمان و مدارس و…هشدارداده ام و این نوع آسیب های اجتماعی بخصوص خودکشی از هر نوع آن ریشه عمیق در عدم برنامه ریزی مسئولین دارد و اگر تصور شود این نوع افکار منفی به سادگی از بین می رود و درمان زودهنگام دارد تصوری اشتباه است.

متاسفانه برخی والدین دنیای مطلوب جوانان را نشناخته و داشته های جوانان و خواسته های آنها را مقایسه نکرده اند،اگر خواسته جوان ما با داشته هال آن و  آنچه ما داریم با آنچه ما می خواهیم تعادل نداشته باشد تعادل روانی از جوان و نوجوان ما گرفته و منجر به این کج روی و انحراف خواهد شد.

ریشه خودکشی در  خانواده های  مرفه  در تعارضات بین والدین و فرزندان داشته و این تعارض می تواند ۱-آزادی فرزندان باشد که جنبه فطری داشته۲-قدرت طلبی والدین ۳-ستیز با سنت ها(والدین، ارث برده از سنتها را از فرزندان می خواهند که گاها هم خوانی با خواسته های کنونی نوجوانان و جوانان ندارد)،در نتیجه جوان عصبانی شده و دست به قدرت طلبی می زند و می خواهد با قدرت خود به نیازهای خود برسد.

اما متاسفانه این کشمکش بین والدین و فرزندان به بروز این رفتارهای منفی کشیده می شود،شاید بتوان نمونه بارز آن را نیازهای ازدواج و جنسی،نیاز استقلال اقتصادی و… که متاسفانه با این نیازها برخورد صحیح صورت نمی گیرد.

کشمکش بین نوجوانان و خانواده در رابطه با ارضاء نیازهای مطلوب آنان این است که بعضی خواسته های نوجوانان هم خوانی با فرهنگ خانواده نداشته،جوان امروز ما با دنیای مجازی زندگی می کند و باعث دوری آنان از خانواده شده است.

یکی از اشتباهات والدین برآورده نمودن تمامی نیازهای فرزندان خود در دوره های کودکی و نوجوانی است که این دوران زمان شکل گیری شخصیت آنان است.

بارها به والدین توصیه کرده ایم همه نیازهای فرزندان خود را برآورده نکنند . اجازه دهند بچه هایشان برخی کاستی ها را درک کنند،رسیدن به نیاز همیشه مقدور نیست و گاهی اوقات محدودیت است و این محدودیت باید باشد تا فرزندان آمادگی پذیرش واقعیت زندگی را داشته باشد.

اینجا لازم است یک مثال بزنم،بنده در سال ۱۳۷۲ در یکی از مدارس دبیرستان شهرستان دبیر روانشناسی دخترانه بودم.یکی از شاگردان هیچ ارتباطی با همکلاسی ها و بنده که معلمش بودم برقرار نمی کرد و افسرده و منزوی بود و بعد از حدود گذشت دوماه از سال تحصیلی که این دانش آموز همچنان رفتار منزوی خود را ادامه داده مجبور شدم یک روز او را نگه داشته و بپرسم که مشکل تو چیست که اینقدر منزوی و افسرده هستی.گریه کرد و گفت:برای اولین بار است که یکی از من می پرسد مشکل تو چیست.او در ادامه گفت که پدر و مادرش هر دو کارمند صنعت نفت گچساران هستند و پدرم که صبح سرکار می رود ساعت پنج عصر که برمی گردد به اتاقم آمده و در کشوی میزم پول می گذارد و می رود و پدر و مادرم فکر می کنند تنها خواسته من و نیاز من پول است.غافل از آنکه من به محبت و توجه آنان و تفریح و و به حس تعلق داشتن نیاز دازم.

بسیاری از خودکشی ها در بین جوانان ما در خانواده های مرفه ریشه در عدم شناخت والدین نسبت به فرزندان خود دارد.
اگر خلا معنویت(بار عاطفی،دوست داشتن عملی ،روانی و کلامی)و معنویت از نوع دینی وجود داشته باشد آسیب اجتماعی بوجود خواهد آمد و منجر به کج روی و انحراف در نوجوانان و جوانان خواهد شد.اگر جوانان ما به خانواده و دوستان خود از خودکشی دیگران صحبت کنند خیلی در خودکشی جدی نیستند اما هرگاه از خودکشی خود صحبت کردند نادیده نباید گرفت و بلافاصله به مراکز مشاوره ارجاع داده شوند.
آسیب های اجتماعی که بر اثر عدم برنامه ریزی از گذشته تا حال صورت گرفته است حالا دارد کم کم نشانه های خود را بروز داده و در آینده نزدیک افسردگی ،طلاق و خودکشی،ناامیدی،گسست خانوادگی رو به افزایش خواهدنهاد و سالها طول می کشد این تعادل را بدست آوریم.
فقر و بیکاری و عدم اعتماد به آینده در بین جوانان و نوجوانان از خطرناکترین پیامدها در بوجود آمدن این پدیده ناخوشایند و ناخواسته است.

حجت الاسلام امرالله اندرزیان- کارشناس فرهنگی

یکی از آسیب های اجتمایی که از گناهان کبیره و غیر قابل جبران است مسئله خودکشی بویژه در میان جوانان می باشد در این رابطه نکاتی را به عرض مخاطبان عزیز می رسانیم.

یک: اولین مطلبی که باید ذهن ها رامشغول و وجدان ها را به حرکت در بیاورد این است که چرا انسانی که بنا بود پایه گذار یک نسلی بشود خود را به دارآویزان و یا بانفت و بنزین می سوزاند اگر بر اساس نصوص اسلامی خود کشی از گناهان بزرگی است که خداوند وعده هلاکت و آتش داده است،با خود کشی می خواهد کجا برود(ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکه –بقره۱۹۵-ولاتقتلوا انفسکم-نساء۲۹)

دو: وقتی عده ای راه می افتند معارف حیات بخش و سعادت آفرین اسلامی را به سُخره می گیرند ،زمانی که سبک زندگی غربی را در مجالس شادی و غم، در رفت و آمد و میهمانی،در تحصیل و کار، در معماری، در لباس پوشیدن، در جشن ها و جشنواره ها و در …. بر سبک زندگی اسلامی ترجیح می دهیم، وقتی علوم الهی و وحیانی که رسالت او نجات انسان ها از هر گونه جهل و جهالت است در حاشیه قرار بگیرد و فرشته نجات راصرفاً در علوم حسّی و تجربی جست و جومی کنیم که کف علم و بی خبراز گذشته و آینده است، زمانی که تزکیه و تربیت که مقدم بر تعلیم است مقدمه هم نباشد و آموزش که مقدمه ی تربیت است همه کاره شود ،وقتی در سبک زندگی مسئله ی کسب حلال و لقمه ی پاک کمتر مورد توجه قرار بگیرد و…. به طور قطع بستر ظهور و بروز آسیب های اجتمایی آماده می شود.

سه: یکی از نیاز های اساسی جوانان مسئله ی ازدواج آسان و به موقع می باشد و بر اساس تحقیقات به عمل آمده بخشی از خود کشی ها به خاطر بی توجهی خانواده ها و مسئولین مربوطه می باشد. چه کسی فتوا داده است که باید هزینه های عروسی این قدر سنگین باشد؟ کی گفته مهریه باید این قدر بالا باشد؟ چه کسی فتوا داده که عروسی باید با گناه شروع و با گناه خاتمه یابد؟ چه کسی این رسوم غلط و بعضاً حرام را آورده است؟کدام حجت شرعی است که فرد بتواند در محضر خداوند اقامه نماید. اگرخانواده هامسئله ی ازدواج را با توکل به خدا همانند بقیه مسائل جدی بگیرند و به فریاد فرزندانشان برسند وجامعه ومسئولین حمایت نمایند ومجالس عروسی اسلامی را مذمت نکنند،خیلی ازاین نابسامانی ها رخت بر می بندد.

چهار: یکی از مسئولین گفته بود که خودکشی مهمتر است یا بد حجابی. قابل توجه ایشان و همه ی آنهایی که این گونه حرف می زنند که باید بررسی کرد چرا خودکشی در این سطح بالا وجود دارد? آیا بعضی از ناهنجاری هایی که به خاطر بد حجابی و بی حجابی و روابط آزاد دختر و پسر و دهن کجی به احکام الهی صورت می گیرد نیست که زمینه ساز خود کشی می شود؟ آیا بعضی از طلاق هایی که در ابتدای تشکیل زندگی بوجود می آید که خود نیز یک نوع خود کشی و دیگر کشی است، به خاطر همین انتخاب های سطحی، بی ضابطه، کوچه بازاری و بدون رعایت حریم شرعی نبوده است؟ آیا آنهایی که سازمان یافته، جسورانه، و بی مهابا در مقابل یکی از احکام ضروری اسلام یعنی عفاف و حجاب می ایستند یک نوع خود کشی و هلاکت نیست؟(به حدیث معراج رجوع شود) آِیا ولنگاری و بی بند و باری عده ای موجب سقوط ونابودی خود و دیگران نشده است؟ خود کشی تنها این نیست که خود را حلق آویز کند یا بسوزاند بلکه هر کسی دل و جانش به گناه و معصیت آلوده شود و توبه و تطهیر ننماید مرده ای عمودی بیش نیست و اگر دیگران زمینه ساز آلودگی او باشند قطعاً اورا کشته اند و حقیقت وجودی او را در درونش دفن نموده اند اگر چه هنوز تشییع نشده باشد.

پنج: وقتی عده ای مردم را از مسجد، نماز، موعظه، دعا و ارتباط با روحانیت فراری می دهند و بعضی از متدینین ودلسوزان نسبت به فریضه ی امربه معروف ونهی از منکر بی تفاوت می شوند و به زندگی می چسبند، چه انتظاری داریم که بد حجابی، خودکشی ، طلاق و…نباشد؟

شش: براساس مبانی اسلامی و معارف دین آنهایی که اسباب انحراف فکری و اخلاقی دیگران را مهیا می کنند در حقیقت آنها را کشته اند. کسانی که بستر اعتیاد وآلوده شدن به مواد مخدر را فراهم می نمایند و از این راه ارتزاق می کنند خود وآنهارا به هلاکت رسانده اند. افرادی که با کج فهمی سعی می کنند در نگاه و اندیشه ی دیگران تصرف نمایند وآنهارا نسبت به خدای متعال و وعده های او بی اعتقاد و نسبت به آینده زندگی نا امید نمایند، در حقیقت آنها را کشته اند. کسانی که با رواج ابتذال واختلاط وفسادهای پنهانی وعلنی قوّه حیوانی وشهوانی اورا همه کاره نموده وعقل وعقلانیت را به اسارت برده اند، حیات انسانی را از او سلب واورا کشته اند.افرادی که با ترویج کسب های حرام همانند ربا،رشوه،اختلاس،رانت،گران فروشی،کم فروشی،احتکار،ترک خمس وزکات و…گوشت ،پوست ،خون واستخوان اورا آلوده نموده اند حتماً اورا کشته وبه هلاکت رسانده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *