آخرین اخبار

استحاله انقلاب به دست خود انقلابی خوانده ها

این روزها بیش از هر زمان دیگری انقلاب بوی کهنگی گرفته و شعائر انقلاب رنگ بی رنگی
از هر شعار انقلاب که شروع کنیم به خاک خوردگی محض و بی توجهی ولنگارانه میرسیم.

اشتراک گذاری
13 بهمن 1395
کد مطلب : 7870
این روزها بیش از هر زمان دیگری انقلاب بوی کهنگی گرفته و شعائر انقلاب رنگ بی رنگی
از هر شعار انقلاب که شروع کنیم به خاک خوردگی محض و بی توجهی ولنگارانه میرسیم.
سالهای طولانی نیست که از انقلاب خمینی میگذرد و هنوز شعارهای انقلاب و خواسته های ملت انقلابی و رنج کشیده در کوچه و خیابانها به چشم میخورد.
انقلابی که شروعش از خرداد پنجاه وچند سال قبل کلید خورد و بهمن داغ زمستانی ۵۷ به ثمر نشست تا امت اسلامی از جور ستم و فساد و بی عزتی نظام پادشاهی مستبد و خود فروخته پهلوی رهایی یابد.
انقلابی که همان نخستین روزهای پیروزی به انقلاب مستضعفین تعبیر شد و البته در واقعیت نیز همینگونه بود .
انقلاب اسلامی که به رهبری امام خمینی و قیام میلیونی آحاد جامعه به پیروزی رسید حاصل ستم و تبعیض و فساد های رنگارنگی بود که قرنها در کشور سایه شوم افکنده بود و در دو پادشاهی قاجاری و پهلوی به اوج خود رسید.
رذالت و ظلم و زورگویی برابر ملت خود و تعظیم و خضوع و سرسپردگی در برابر مستکبران عالم خصوصیت بارز رژیم پهلوی بود که بیش از هر چیز دیگری باعث نابودی آن شد.
در روزهایی که ملت رنجور و ستم کشیده ایران برای کمترین حقوق خود در تنگنا و سختی بود رژیم شاهنشاهی با حاتم بخشی کشور به بیگانگان به مرحله ای از وادادگی رسیده بودند که ارزش یک سگ آمریکایی از مردم ایران بیشتر بود.
این بی عزتی ها و فسادها و تکبرها و خفقان ها و عیاشی های پهلوی باعث شد روحانیت شجاع و انقلابی به پا خیزد و با آگاهی بخشی و بیداری ملت قیامی را راه اندازی کند که همچنان از لشکر کفر قربانی بگیرد و هر چند وقت یکبار در گوشه ای از دنیا پوزه دیکتاتوری را به خاک بمالد.
شعارهای انقلاب که باعث همراهی مردم با رهبران انقلاب شد عبارت بود از استقلال ، آزادی ، عزت، عدم زورگویی، آزادی بیان، رفع مشکلات توده مردم ، عدم ویژه خواری ها و مصونیت های احمقانه و البته همسطح بودن مسئولان با اقشار مردم.
امروز درست پس از سی و هشت سال از آن انفجار تاریخی شاهد افعالی هستیم که بر علیه آن انقلاب کردیم.
ویژه خواری ها و رانتهایی که در دولت تدبیر بیش از هر چیز دیگری نگاه مستضعفین و کوخ نشینان دلداده انقلابی را به درد می آورد. حقوقهای نجومی و ثروتهای سرسام آور و صفر های بی نهایت حسابهای اهل تدبر آن چیزی نبود که مردم به خاطرش به خاک و خون کشیده شدند و سیلی اغیار خوردند.
استقلال، نگین گمشده این روزهای انقلاب است که در لبخندهای عصیانگرانه و البته ابلهانه برخی ها به روی استکبار همیشه ظالم سخت فراموش شده است و عزتی که هر روز در سایه بی توجهی رئیس دولت و دستگاه خارجه لگد مال میشود.
از کشتار بی رحمانه حاجیان در رکاب ابلیس رجیم تا تجاوز بی شرفان حرامزاده عبدالوهاب به نوجوانان ایرانی، از سخنان وقیحانه روسای دولت آمریکا درباره ایران تا حرفهای بی شرمانه وزیر امور خارجه کشور ناپلئون در ایران و در کنار امیر کویر!!!!! دیپلماسی، از تهدیدهای مکرر و مسخره و البته گریه آور مگسان زیر خلیج فارس تا خط و نشان کشیدن ترکهای یاغی عثمانی و بی شرفهای باکو نشین آذربایجان همه و همه با سکوت محض شیخ لبخند و سردار بی یال و کوپال دیپلماسی اش بسیار درد آور است. عزتی که خونها به پایش ریخته شد و شکنجه ها تحمل کرد اکنون اینگونه بی هیچ دفاعی در زیر پنجه متجاوزان مدرن و در نهایت بی غیرتی و بی تدبیری عده ای فرنگ رفته چنگ میخورد و دم نمیزند.
ساده زیستی مورد نظر انقلابیون تا اطلاع ثانوی در دسترس نیست چرا که سعدآباد و نیاوران پس از چهار دهه دوباره میزبان دیدارها و مهمانی هاست و انقلاب کرده ها و انقلاب شنیده ها را به تعجب واداشته است.
از پیچ های کند و تند انقلاب که بگذریم به شعارهای همچنان خاک خورده دیگری میرسیم که بیش از هر زمان دیگری مظلوم واقع شده و در تدبر کابینه کهنسال امیدی به تحققش نیست.
مقاومت ، مقاومت و مقاومت اصل فراموش شده سالهای اخیر است که همان ابتدای دولت شیخ سرخه ای شکسته شد و به امید درهای باز سیاسی طی بازی های دو سر باخت در پیاده روی ها و ساحل گردی های عاشقانه در رودخانه دل انگیز وین غرق شد.
ارزش نهادن به توان داخلی و تولید ملی دیگر اصل انقلابیست که در دولت فعلی گم شده بزرگ اقتصاد و صنعت کشوریست که در علم و صنعت و نیروی انسانی پیشتاز و پیشرو تاریخی همه اعصار بوده و تاریخ گواه این عقیده است.
دامن زدن به مسائل حاشیه ای و ایجاد حواشی کاذب جهت پرت کردن حواس مردم از حقوق به حق خود دیگر خصیصه دولت بنفش است که هیچ رگه انقلابی گری در آن وجود ندارد.
اگر قرار باشد تمام اصول فراموش شده انقلاب را در دولت فعلی برشمریم به مثنوی هفتاد من کاغذی میرسیم که در انتهایش یاس و سرخوردگی و افسردگی بی پایانیست که دل هر انقلابی را سخت به درد می آورد.
اما انقلاب کرده ها و انقلاب شنیده ها میدانند دوره خود انقلابی خوانده ها و سهم خواهان نیز به پایان خواهد رسید اگر تنها صبور باشند وبصیر.
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن

این مطلب بدون برچسب می باشد.

یک پاسخ به “استحاله انقلاب به دست خود انقلابی خوانده ها”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.