آخرین اخبار

تحلیل هاشمی آری – تقدیس هاشمی خیر/نقدی بر توصیفات امام جمعه موقت دهدشت راجع به مرحوم هاشمی

امیدوارم درست هاشمی را روایت کنیم تا از نقاط قوت و تجربه های مثبت ایشان بهره برد و از انحرافاتی که در مسیر جمهوری اسلامی و تضعیف آرمان های اسلام ناب ایجاد کردند نیز عبرت گرفت و با این تفکر مبارزه کرد.

اشتراک گذاری
10 بهمن 1395
کد مطلب : 7765

امام جمعه موقت شهر دهدشت در خطبه های نماز جمعه دیروز توصیفاتی را راجع به مرحوم حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی فرمودند که ضمن ارائه ی آن ها به مخاطبان، نقدی را بر این مطالب عرضه خواهم کرد.
بخشی از خطبه های نماز جمعه دهدشت مورخ :۹۵/۱۱/۸
آیت الله هاشمی رفسنجانی تشنه اصلاح برای جامعه بود.
مظلومیت ایشان از شهید بهشتی بیشتر بود.
در سال ۸۸ نیز از همین تریبون عرض کردم توهین به ایشان توهین به مقام عظمای ولایت و‌مرجعیت است‌.
ضمن احترام خدمت امام جمعه محترم موقت و آرزوی توفیق برای ایشان، نکات زیر را از جهت روشن شدن تمام‌جوانب خدمتشان عرض می دارم.
در تحلیل و رو ایت گری شخصیت ها، مهمترین اصل، آزادی از قیودی چون تعصب « بیجا» ، تعلقات عاطفی و وابستگی های فکری و سیاسیست.
لذا اگر در این بلبشوی افراط و تفریط، سیاه و سفید و صفر و صد در فضای سیاسی، جانب واقعیات تاریخی و انصاف را نگه نداریم، در تحلیل شخصیت جناب هاشمی، دچار خطا خواهیم شد و در مقابل آیندگان مسئول خواهیم بود.
خدمات آقای هاشمی در مبارزات انقلابی و همچنین مسئولیت های ایشان در جمهوری اسلامی بر کسی پوشیده نیست، ولیکن در کنار خدمات، لطمات عمیقی نیز بر پیکره ی جمهوری اسلامی و آرمان های انقلاب اسلامی وارد کرده اند که اشارتی مختصر و گذرا بدان ها دارم.
امروز جریان قدرتمند و متنفذی در ساختار سیاسی و حکومتی کشور نفوذ کرده است که شمولیت آن از چپ معتدل تا راست سرمایه دار و بخشی از اصولگرا را پوشش می دهد و خصوصیات برجسته ای چون سلوک تکنوکراتی در عرصه ی مدیریتی، رویکردهای توسعه محورانه ضد عدالت، انقطاع از توده های مردم و …… در این طبقه بزرگترین آفت را برای جمهوری اسلامی رقم زده است.
اقای هاشمی پایه گزار جریان اشرافی گری و کاخ نشینی و رفاه طلبی در میان مسئولان و دست اندر کاران در حوزه های مختلف اجرایی و مسئولیتی کشور می باشند. « مسابقه رفاه» میان مسئولین و تفاخر به اسراف و ریخت و پاش آنان که مورد انتقاد جدی رهبر انقلاب در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی بود، تبدیل به یک رفتار نهادینه شده و مهمتر از آن منجر به « تولید طبقه جدید مرفه» در شکم جمهوری اسلامی شده است که امروز در لایه های گوناگون مدیریتی و اقتصاد خصوصی، در حال نابودی پایه های نظام و‌اعتماد مردم است.
توسعه منهای عدالت، فقیر ترشدن فقیر و غنی ترشدن غنی از رهاوردهای سلوک فکری و عملی جناب هاشمیست که‌ اختلاف طبقاتی دوران سازندگی مهمترین خروجی چنین نگرشی به مدیریت کشور است.
آقای هاشمی استوانه مصلحت سنج فتنه بود که خود و اعضای خانواده شان با تمام‌ امکانات و ظرفیت و‌ آبرویی که از ِقِبَلِ جمهوری اسلامی بدست آورده اند، در مقابل جمهوریت و‌ رأی مردم ایستادند و در زمین طراحی شده توسط دشمنان خارجی تا آخرین ثانیه های هشت ماه جنگ داخلی فتنه، شورش اشرافیت علیه
جمهوریت را مهندسی کردند تا اینکه پس از تقابل با رکن جمهوریت یعنی مردم به سمت رکن اسلامیت یعنی ولایت فقیه رفتند و آن را نشانه گرفتند.
اقای هاشمی مولد قبیله گرایی حکومتی و خاندان سالاری سیاسی در ساختار قدرت جمهوری اسلامیست. نگاهی به انتصابات جنابشان در دوران ریاست جمهوری نشان دهنده ی چنین واقعیت دردناکیست‌.
فرمودید مرحوم هاشمی تشنه اصلاح بود. درست است. اساساً تمامی سلایق سیاسی و برجستگان و خواص سیاسی به زعم خویش دنبال اصلاح و‌پیشرفت و خدمت می باشند‌ و آقای هاشمی نیز چنین دغدغه ای دارند، ولی مناقشه بر روی چگونگی پیاده سازی اصلاح با توجه جهان بینی های مختلف است.
آیا اصلاح و خیرخواهی در سال ۸۸، یعنی تقابل با رأی مردم و حمایت از تحریک بخشی از مردم به حضور غیر قانونی در خیابان ها و کشور را به لبه پرتگاه بردن ؟؟!
اصلاح یعنی بخشی را از اسلام و بخشی را از لیبرالیسم اخذ کنیم و این ترکیب التقاطی را برای مدیریت جامعه گزینش کنیم؟!

آیا اصلاح یعنی تحریف اندیشه های امام و سعی در کمرنگ نمودن آرمان ذاتی و اصیل استکبار ستیزی در اندیشه امام روح الله؟!!!!

آقای هاشمی علاقه مند به اسلام و‌کشور و پیشرفت نظام بودند و واین واقعیتیست غیرقابل انکار، ولیکن نوع نگاه ایشان با توجه به اظهارات متعدد و جنس مدیریتیشان مبین نوعی اسلام ترکیبی و غیر نابیست که در اظهارات و سلوک عملی ایشان و هم فکران مشهود است. ایشان تشنه اصلاح بودند و ترکیبی از اسلام و مدل های غربی توسعه را دنبال می کردند.
توهین به ایشان صحیح نمی باشد ولی اینکه توهین به ایشان را توهین به رهبر انقلاب و مراجع بدانیم، تقدس زایی و ایجاد حصار پیرامون ایشان جهت ممانعت از نقد جدی، صریح و منصفانه است‌‌‌ و این حربه ی همیشگی مخالفین نهی از منکر سیاسی و اجتماعیست تا هزینه ی امر به معروف و نهی از منکر عناصر حر و مستقل انقلابی را برای نقد مسئولین و خواص بالا ببرند.
تخریب هاشمی خیانت است
تطهیر هاشمی جنایت است
تحلیل هاشمی کفایت است.

نه سکوت

نه بت سازی

نه تخریب

با روایت واقع گرایانه و صادقانه پرونده هاشمی را باید باز گذاشت‌.
هاشمی را نباید شُست
نباید کُشت
نباید سُخت
و نباید بَست
هاشمی را باید جُست در لابه لای اوراق تاریخ.
امیدوارم درست هاشمی را روایت کنیم تا از نقاط قوت و تجربه های مثبت ایشان بهره برد و از انحرافاتی که در مسیر جمهوری اسلامی و تضعیف آرمان های اسلام ناب ایجاد کردند نیز عبرت گرفت و با این تفکر مبارزه کرد.
هاشمی دلسوز کشور و نظام و انقلاب بود ولی دیدگاهشان نسبت به مدیریت
کشور و دیپلماسی بین الملل و…. با مبانی انقلاب و منظومه فکری امام و رهبری تفاوت های زیادی داشت‌‌.

مهندس سعید آتشبار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.