آخرین اخبار

یک بام و دو هوا؛ سیدباقر اولین پیشنهاد دهنده تغییر نام

کهکیلویه و بویراحمد به واسطه «واو» بهم متصل اند و معنی پیدا می کنند و اگر روزی این «واو» نباشد آنها خیلی چیزها را از دست خواهند داد

اشتراک گذاری
03 آذر 1395
کد مطلب : 3648

بهنام عکاشهbagher

چند روزی از طرح بحث تغییر نام استان در شورای فرهنگ عمومی می گذرد که رسانه های استان مملو از اظهارات تند و احساسی و بعضا در مواردی معقول مخالفین و موافقین شده است.

شورای فرهنگ عمومی متشکل از استاندار، معاون سیاسی استاندار (بویراحمد)، مدیر کل امور اجتماعی (بویراحمد)، مدیرکل میراث فرهنگی (بویراحمد)، ریس دانشگاه یاسوج(بویراحمد)، دکتر هدایتخواه(بویراحمد)امام جمعه محترم یاسوج(کهگیلویه)، مدیر کل آموزش و پرورش(گچساران)، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی(کهگیلویه)، سرپرست کتابخانه ها (بویراحمد)، نماینده مطبوعات استان (بویراحمد) و مدیر کل صدا و سیما و برخی از مدیران امنیتی و انتظامی … است.

طبق اطلاعات موثق بحث تغییر نام استان چند مدت پیش نیز مطرح بوده و برخی از مخالفین دو آتیشه امروز! نیز موافق بودند و فقط روی اسم جدید که زاگرس جنوبی باشد یا پارسیان و یا زاگرس اختلاف نظر داشتند.

لازم به ذکر است اولین فردی که در دولت اصلاحات پیگیر تغییر نام استان بوده، کسی نبوده جز سید باقری موسوی نماینده محترم بویراحمد در مجلس ششم که تلاش های ایشان به نتیجه نرسید و بقول نزدیکانش دوره قدرتش زود تمام شد و شاید اگر سیدباقر نام استان را پارسیان گذاشته بود، الان این التهاب در روابط سیاسی و اجتماعی پدیدار نمی شد.

اما اینک؛ بلافاصله پس از طرح مصوبه بررسی برای تغییر نام  در رسانه ها، دکتر ستار هدایتخواه نماینده اصولگرای سابق بویراحمد در گفتگو با سایت ها به دفاع از تغییر نام استان برخواستنه و امام جمعه محترم یاسوج حضرت آیت الله حسینی نیز در دفاع از تغییر نام استان صحبت کردند و موافقت صددرصدی خود را اعلام فرمودند.

بعد از امام جمعه یاسوج، ائمه جمعه استان بالاتفاق البته طی شروطی تغییر نام استان را به فال نیک گرفتند.

تا آن موقع، اعتراض چندانی نبود و در حد معمول برخی نظراتی را گفتند. اوج حملات زمانی شکل گرفت که دکتر تاجگردون نماینده گچساران در بحثی تحلیلی به دفاع از تغییر نام استان – البته ایشان نیز صادقانه خودشان اعلام کردند که قبلا به دلایلی مخالف بودند-  و دقیقا زمانی که سید باقر و تیم اش  موافق و حتی پیگیر تعویض نام استان بودند!

جالب اینجاست پس از یاداشت موافقت تاجگردون سیل مخالفت ها، اتهامات و حملات نه به سوی شورای فرهنگ عمومی و نه استاندار و نه دکتر هدایتخواه و نه امام جمعه، بلکه نوک پیکان حملات به سوی غلامرضا تاجگردون رفت؟!

جنس و محتوای حملات، انگیزه ها و دغدغه هایی فراتر از تغییر نام استان توسط موافقین دیروز و مخالفین امروز!؟ را هویدا می کرد.

ایشان زمین بازی را عوض کرده و همه کاسه و کوزه ها را بر سر تاجگردون (که قاعدتا نه طراح این بحث بوده و نه عضو شورای فرهنگ عمومی و اتفاقا بعد از انتخابات ۷ اسفند خیلی رابطه ای خوب با مدیریت عالی استان بروز نداده است و صرفا بعنوان یک شهروند نظر خود را ابراز داشته) شکستند.

جنس این مخالفت ها ازدو نوع است که هر دو در کلام تاجگردون آمده است؛ یکی گروه «فاسقین» که دقیقا مشخص نشده مخاطب تاجگردون چه کسی است.

و دیگر نیز مخاطبین تاجگردون در اظهارات معروف «کت و شلواری» در پروسه تعیین استاندار در شهریورماه ۱۳۹۲ است.

این دو گروه شورای فرهنگ عمومی (که اتفاقا اکثریت آن همشهری شان است) دکتر هدایتخواه و بقیه را رها کرده اند و یکباره حملات توهین آمیز را به شهرستان گچساران و بهمئی و تاجگردون بسیج نمودند.

مردم بهمئی و گچساران را که سالها صدای جدایی از کهگیلویه و بویراحمد سر می دادند، در طول ۵ ساله گذشته به واسطه عملکرد تنش زدای حضرت آیت الله ملک حسینی و نمایندگان بویژه تاجگردون، ساز جدایی را سرداده اند.

اگر یادداشت تاجگردون به دقت ملاحظه می شد متوجه می شدند که کهکیلویه و بویراحمد به واسطه «واو» بهم متصل اند و معنی پیدا می کنند و اگر روزی این «واو» نباشد آنها خیلی چیزها را از دست خواهند داد. دو منطقه نفت خیز استان بهمئی و گچساران است که به استان حداقل به لحاظ اقتصادی معنی می بخشد و اگر نباشند کهگیلویه و بویراحمدی هم ان چنان که برخی به گزافه لاف می زنند نخواهد بود.

شاید اگر تاجگردون مثل گذشته مخالف تغییر نام استان بود امروز سید باقر موسوی و اعوان و انصارش بی مهابا و چشم بسته به موافقت با تغییر نام استان بر نمی خاستند و در صدد گرفتن زهر چشم از موسی خادمی و غلامرضا تاجگردون بخاطر اظهارات «کت و شلواری» شهریور ماه ۱۳۹۲ در ماجرای تعیین استاندار نمی بودند.

و اما نکته آخر و چند سوال

سید باقر موسوی و دوستانش چرا توپ را در زمین گچساران و نماینده اش انداختند و رشادت ها و تاریخ بهمئی را بسخره گرفتند؟

آیا ترس از دکتر هدایتخواه و امام جمعه داشتند که از موافقت با آنها سرباز زده و چرا به تاجگردون یورش آوردند؟

آیا اینگونه «دفاع بد» از تاریخ پرتلاطم بویراحمد که مردم این دیار هماره به آن افتخار می کنند مخرب تر بود یا اصل موضوع تغییر نام؟

آیا انگیزه این همه اظهارات علیه مردم گچساران، کهگیلویه و بهمئی صرفا بحث تغییر نام استان بوده یا انگیزه های سیاسی دیگری داشت؟

آیا خطر تجزیه استان (به واسطه همین رفتارهای متعصبانه و موضع گیری های کورکورانه) و جدایی بهمئی و گچساران از استان مهمتر است یا بحث در خصوص تغییر نام استان آن هم توسط همشهریان خود همین آقایان؟

آیا اگر غلامرضا تاجگردون نیز مخالفت نکرده بودند، آقایان اینچنین موضعی داشتند؟

اینگونه رفتارها که بیشتر به عقده گشایی و غرض ورزی های کور شباهت دارد نه تنها برای دفاع از تاریخ فرهنگ و هنر این مرز و بوم نیست بلکه «دکان کاسبی» جدیدی است برای ایجاد تفرقه و شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی بین مردم شیعه استان.

خدایا! عقیده های مان را از دست عقده های مان نجات بده.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.