آخرین اخبار

چند می گیری تخریب کنی!؟

گریه کنندگان اجیر شده ی فضای رسانه ای ومجازی قبل از هرکسی مقصرین واقعی تشدید وتداوم واپس ماندگی استان هستند.

اشتراک گذاری
09 آبان 1395
کد مطلب : 2242

img-20160920-wa0007یک وبگردی ساده در فضای رسانه ای استان حکایت از واقعیت خطرناکی به اسم هوچی گری رسانه ای یا به تعبیری دقیق تر “چند می گیری تخریب کنی” می دهد.
کمی دقیق تر بگویم یک عده به عنوان سیاهی لشکر پیش قراول می شوند قلم بدستان “آب گل آلود کنی”تا ارباب هایشان راحت تر شاه ماهی صید کنند.
تازه از این خطر ناک تر نه اجیر کنندگان که خود اجیر شده هستند چون آنقدر در نقش خویش فرو می روند که گاهی آدم گمان می کند باید چشم و گوش خویش را بدهد دست اراجیف پوچ و پوپولیستی و ظاهر فریبشان.
یک روز زارع با شدیدترین الحان کوبیده می شود و هدایت خواه می شود سربریده ی مظلومی که باید تمام استان بشوند مختار و انتقامش را بگیرند.
یک روز هاشمی مسبب تمام واپس ماندگی های کهگیلویه نامیده می شود تا احساس نیاز مردم به سناتور سوخته تقویت گردد ودیگر روز تاجگردون می شود امیر کبیری که تنها راه خلاص شدن ازدستش اعدام در حمام تعصب آمیز “باوی و بویراحمد”است.
اینکه چقدر این فضاسازی ناجوانمردانه و غلو آمیز است موضوع حرف من نیست چرا که مردم خود بخوبی از پشت پرده ها مطلع اند و قطعا روزی پرده ها فرو خواهد افتد.
اما گریه کنندگان اجیر شده ی فضای رسانه ای ومجازی قبل از هرکسی مقصرین واقعی تشدید وتداوم واپس ماندگی استان هستند.
نقد منصفانه و نخبگانی از مهم ترین پیش نیاز های جامعه ی رسانه ای و مجازی استان است.
به عنوان مثال چه ایرادی دارد حتی اگر موافق تاجگردون نیستیم دفاع جانانه اش از حقوق گچسارانی ها در برابر زیاده خواهی های بوشهری ها را دست وپازدنش برای تثبیت قدرت تلقی نکنیم و حمایتش کنیم یا چه می شود اگر انصاف داسته باشیم و بگوئیم که سردار هاشمی لباس رزمش را آویزان کرده تا ردای خدمت برتن کرده تابه رویای سازندگی ساختارمند کهگیلویه جامه عمل بپوشاندیا اینکه اعتراف کنیم که زارع تلاش می کند تا خورشید پیشرفت وتوسعه از پشت دنا هرروز عجولتر ظلوع کند.
یا نبینیم که مدیریت کلان موسی می تواند عصای جادوکننده ای باشد که قطار پیشرفت استان را سرعت ببخشد.
نبش قبر کردن از ناملایمات ونا کارآمدی های گذشته مطمئناهیچ کمکی به مدیران ارشد کنونی استان نمی کند.چرا که دیگر نه آن شانزده وهشت های سیاهی که ایدئولوژی آمیخته با تزویرش سرعت واپس ماندگی کهگیلویه رابیشتر کرد برمی گردد و نه آن دوره های سرمایه سوزودم بریده ی دو و دو و چهار وچهار نفت را برای توسعه ی گچساران از دل زمین بیرون می کشد ونه آن صرفا سیاسی مدیریت کردن بویراحمدکبک خوش الحان دنا را به آواز وا می دارد.
هرچه که بوده تمام شده.
حال انتظار از مدیران ارشد فعلی در درجه ی اول و قلم بدستان فضای رسانه ای و خط دهنده چه آن ها که منصف اند و چه آن ها که مجری اند وچه آنها که اجیرند این است که به جای نقدهای صرفا طرفدارانه یا متعصبانه و البته گاها غیر منصانه و تهمت آمیز در کنار هم قرار گیرند تا انشا الله غبار محرومیت از چهره ی خسته و پرچین استانمان زدوده شود.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.