آخرین اخبار

آرمان شهر،شهر ایده آل

اگر کمی با دقت به جامعه پیرامون خود نگاه کنیم و خارج از فضای نگاه های سیاسی و سلیقه ای (شخصی وگروهی ) و نگاه بسته آکواریومی مرسوم، کمی هم پرواز کنیم و از بالا به عمق حقیقت دریای زندگیمان بنگریم، می بینیم که همه ما گم شده ای داریم. حقیقت یا واقعیت؟ به قول […]

اشتراک گذاری
07 مهر 1395
کد مطلب : 1179

اگر کمی با دقت به جامعه پیرامون خود نگاه کنیم و خارج از فضای نگاه های سیاسی و سلیقه ای (شخصی وگروهی ) و نگاه بسته آکواریومی مرسوم، کمی هم پرواز کنیم و از بالا به عمق حقیقت دریای زندگیمان بنگریم، می بینیم که همه ما گم شده ای داریم.
حقیقت یا واقعیت؟ به قول کسی که می گفت عقیده می تونه عقیده من باشه، اماحقیقت نمی تونه حقیقت من باشه، حقیقت متعلق به هیج کس نیست برای همین همیشه سرعقیده می جنگند نه بر سر حقیقت!
انسان ها همه به دنبال زندگی بهتر و شرایط مطلوب تر هم سو با آرمان ها، آرزوها و باورهای خودشان هستند. هر انسانی با هر تفکر و اندیشه ای (نیک و بد) می داند که می تواند به شراط جدیدتر و مطلوب تر از نگاه خود، دست پیدا کند که در هر اندیشه ای و تفکری آن جامعه مطلوب که مد نظرشان است را (جامعه ایدآل) و آرمان شهری تصور می کنند که تمام اهداف تفکرشان در آن محقق خواهد شد .
در طول 150 سال اخیر پرچم دعوت به اسلام بارها بلند شد، توسط افرادی چون جلا الدین، محمد اقبال و دیگر بزرگان؛ ولی تفاوت آنها با ما در این بود که آنها به دعوت اسلامی اکتفا کردند و ما با انقلاب اسلامی آرام شدیم.
انقلابی که شرق و غرب را مبهوط کرد و سرآغاز تازه و قدرتمندی شد در ادبیات جهان اسلام و انشاالله همان گونه که رهبری عزیز فرمودند: «به تمدن نوین اسلامی پیوند زده خواهد شد».
اکنون شرق و غرب (کومونیسم، امپریالیسم، لیبرالیسم، صهیونیسم و…) همه و همه آشکار و پنهان در تلاش هستند که این انقلاب را از پای در آورند، چون آرمان ها و باورهای الهی اسلام را در تضاد با اهداف شیطانی دنیای خود می بینند.
حال که دهه ها از این انقلاب بزرگ و عظیم گذشته، باید عوامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی را مرور کنیم تا شاید غبار فتنه دشمنان خارجی از چشم هایمان پاک شود و حقیقت دنیای پیرامون را نیک بنگریم و درک کنیم.
نخستین عامل پیروزی ما در جریان انقلاب را می توان هدف گیری سیاسی و اراده قاطع بر حاکمیت دین خدا و دوم همراهی توده عظیم مردم و سوم پیروی همه آهاد جامعه از رهبری حکیم و فقیه می دانیم.
سوال اینجاست که مشکل کجاست که از سرعت این حرکت عظیم کاسته شده وگاهی مشکلاتی پدید می آید!؟
اگر چشم پوشی کنیم از دشمنی دشمنان خارجی که همواره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ما را مورد تهاجم های مختلف(جنگ تحمیلی، جنگ فرهنگی، محاصره اقتصادی، محاصره سیاسی، ترور و…) قرار دادند که خود بزرگترین علت و عامل اصلی در بروز همه مشکلات دیگر است. در فضای داخلی دچار مشکلات متعدد و فزاینده ای شده ایم؛ مشکلاتی که بین بعضی از مردم و مسئولین همچون تار عنکبوتی به هم متصل بوده و در امتداد هم می آیند.
امروز بروز معضلات فرهنگی، اختلاس های بزرگ اقتصادی و ماجرای فیش های نجومی، پدیده های مختلف اجتماعی و اخلاقی، بداخلاقی های سیاسی،کم کاری مدیران و جایگزین شدن اندیشه های شخصی وگروهی به جای توجه به آرمان های شهدا و انقلاب ، ما را کمی از مسیر مطلوب خارج کرده است.
راز حل مشکلات نه در تغییر دولت هاست و نه روی کار آمدن احزاب مختلف با مانیفست های متنوع.
در لابه لای تاریخ خواندیم و خود هم دیدیم که تغیر دولت ها اتفاق افتاد که در فضای سیاسی همیشه لازم و ضروری است ولی هیچ گاه کافی نبوده؛ برای مثال اختلاس، فیش های نجومی، معضلات اجتماعی و صدها مشکل دیگر همچنان وجود داشته و دارند .
راه حل کجاست!
آرمان شهر همان جامعه ایدآلی است که همه مطلوب ها را در خود دارد ولی تنها نه با اصالت فردی (صالح شدن افراد جامعه)و نه با اصالت جمعی(نظام مدیریتی اسلامی) بلکه هر دو با هم محقق خواهد شد.
در این باره نظریات دانشمندان چون افلاطون (مدینه فاضله افلاطون) صلاحیت فرد و اصالت فردی را مد نظر دارد و معتقد هستند که افراد صالح به تنهایی می توانند جامعه را به آرمان شهر برسانند، اما اینکه نظامات و تشکیلات اجتماعی چگونه باشد هیچ سخنی نگفته و اعتقادی به ان نداشته اند.
در صورتی که شهید مطهری معتقد است که اگر نظام صالح باشد کمتر کسی قدرت تخطی از آن را دارد و اکر نظام ناصالح باشد، افراد صالح کمتر قدرت عمل به منویات و افکار خود را پیدا می کنند و احیانا قدرت فکری خود را می بازند و همرنگ سازمان می شوند.
در نگاه دیگری به آرمان شهر افرادی همچون(کارل مارکوس)که معتقد به اصالت جمعی بوده و مدعی است که جوهره هر انسانی در اجتماع شکل می گیرد و انسان در برابر اجتماع یک موجود پذیرنده و خام است، عقاید و ایمان خود فردی تحولات اجتماعی مطلوب را رقم نمی زند و تحول یک ضرورت تاریخی است و بر انسان تحمیل می شود.
اما نگاه بزرگان انقلاب همچون شهید مطهری حاصل جمع هر دو نظریه است .ایشان می پندارد که اسلام واجد یک ایده اجتماعی است و این ایده را در قالب یک نقشه معین ارائه می دهد که در ان (حکومت، اقتصاد، ثروت، مالکیت، اصول قضایی و….) در جامعه اید ال مشخص باشد و در مرحله بعد از همه مسلمین می خواهد که در تحقق ایده اجتماعی اسلام احساس مسولیت کرده و به وظایف خود برای تحقق ان عمل کنند.
مقام معظم رهبری فرمودند:« باید همه احساس کنندکه مسئولیت تحقق ایجاد تمدن اسلامی نوین بر دوش انهاست و یکی از حدود و ثغور این کار مواجهه ی با تمدن غرب است به صورتی که تقلید از آن انجام نگیرد».23/7/94
ولی می بینیم که مردم در تقلید از فرهنگ غرب از هم سبقت می گیرند و این بسیار برای جامعه ای با این آرمان های بلند ناپسند غیر قابل قبول است.
به نظر می رسد که مراحل پنچ گانه اهداف انقلاب اسلامی (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی) زمانی محقق خواهد شد که همه افراد در نظام اسلامی و بعد از مرحله انقلاب اسلامی که از ان عبور کردیم ضمن بازنگری در نگاه سطحی خود به زندگی که در آخرت باید پاسخگوی همه لحظات آن باشند، باید به رازهای آفرینش زندگی خود را پیوند دهند تا در دام شیطان های زمان خود گرفتار نشوند و بتوانند برای تحقق انچه شهداء برای ان خون دادند که همان آرمان های اسلام ناب محمدی (ص) وحکومت اسلام بر همه عالم است، یاری گر باشند و در طول تاریخ بدهکار آیندگان و مدیون گذشته ها نشویم.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.