آخرین اخبار
اشتراک گذاری
۰۹ مرداد ۱۳۹۸
کد مطلب : 29892

جناب آقای عکاشه!

 با سلام؛

مشخص است چقدر اتاق فکر وارفته اربابتان این روزها عصبانی است و کم آورده است که همه چیز را قاطی کرده و گویا این متن را یک فرد مبتدی و کسی نوشته که تاکنون یک انشا هم ننوشته است. ناگفته پیداست آنقدر از دست نقدها و افشاگریهای پاکدل عصبانی هستید که حرمت قلم را هم نگه نمی دارید و به جای نوشتن با آن چنگ می زنید و گاز می گیرید. البته انسانهای بزرگ مانند آقای پاکدل وقتی دست به کارهای بزرگ می زنند آماده هر گونه هجمه و پرداخت هر هزینه ای هستند ولی انتظار هست در مبارزه سیاسی هم خدا، انسانیت، شرف، وجدان و مردانگی مد نظر باشد که مدتیست در اتاق فکرتان قید همه را زده اید.

هیچ دفاعی ندارید

 آنچه مهم است و پاسخگویی را تقریبا منتفی می کند این است که از دوره بعد از آقای پاکدل و به عبارتی دوره اربابتان هیچ دفاعی ندارید و پذیرفته و اعتراف کرده اید که واقعا دوره گَندَپیش است و مجبور شده اید نه به دوره قبل از آقای پاکدل یعنی دوره آقای فولادی وندا و نه قبل از آن یعنی دوره آقای بشیری، بلکه به قبل از همه آنها یعنی دوره آقای رحمتی برگردید تا بتوانید دوره آقای پاکدل را با بهترین دوره (به زعم خودتان) مقایسه کنید.

حال آن که ضمن احترامی که برای آقای مهندس رحمتی قائلیم اولاً یکی از مهمترین مدیران ایشان یعنی مدیر عملیات آقای پاکدل بود، ثانیاً تیم آقای پاکدل حتی با مقایسه یک به یک از دوران آقای رحمتی قویتر بودند و بعلاوه اینکه بچه های نفت گچساران بودند و ثالثاً کارهای فنی و عملیاتی فن آوریها و به ویژه خدمات به شهر و مردم و جوانان در زمان آقای پاکدل به مراتب بیشتر بود ولی به هرحال جای تأسف است که حتی شما، تاکید می کنم حتی شما، دفاعی از دوره بعد از آقای پاکدل ندارید و آنرا به عنوان دوره گند پیش قبول دارید.

پای نداشته غلامی ها !!

گفته اید: پای نداشته غلامی ها !!، باید دهانتان را گل بگیرید که در مورد شهدای زنده اینگونه حرف می زنید. تمام داشته های غلامی ها و این ملت، همین به قول شما “نداشته هایشان!” هستند. اینکه چنین جسارتی پیدا کرده اید، نتیجه تفکر کثیف و زشت مورد حمایت اتاق فکر اربابتان هست و گرنه خوب می دانید پاکدل چگونه جانانه در هر شرایطی از غلامی دفاع می کند و شما و اربابتان بر او می شورید.

گفته اید آقای افکار: مطالبتان آنقدر از روی بغض و کینه بوده اند که به بدیهی ترین چیزها فکر نکرده اید. در زمان انتصاب آقای پاکدل، آقای افکار در شرف بازنشستگی بودند و لذا بعد از ایشان آقای پاکدل به عنوان مدیر عملیات و عضو هیات مدیره نفر اول بودند و می توان گفت این انتخاب تنها انتخابی بود که دقیقا براساس شایسته سالاری و ارشدیت بود.

جذب های فله ای 

ازجذب گفته اید: درخصوص جذب که آقای پاکدل در نقد هفتم با بیست و سه صفحه مستند پاسخ همه یاوه گویی های اربابتان و مواجب بگیرانش را داده اند و بر همگان ثابت کرده اند که در آن زمان جذب براساس ضابطه و معرفی اداره کار و آزمون بود ولی ارباب شما همه ضوابط  را نابود کرد و جذبهای فله ای نه تنها در نفت بلکه در همه سازمانها، ادارات و شرکتها مربوط به این دوره است و هر روز لیست آنها منتشر می شود و لاجرم سکوت می فرمایند و می فرمایید. لااقل شما که میدانید خودتان بدون هیچ  فراخوان و ضابطه ای و فقط بخاط سرسپردگی در سازمان برنامه وبودجه مشغول بکار شده اید، کمی حیا کنید! حتما” میدانید که قضیه جذب توسط جریان شما به بازرسی کشانده شد و فقط آقای پاکدل بود که در محکمه سربلند بیرون آمد ولی مدیران عاملِ منصوب اربابتان منجمله مدیری که دکه را به شما داد، به هفتاد ضربه شلاق محکوم شدند.

گفته اید آقای حاج جعفری: ایشان که بحمدالله دارای پایگاه مردمی هستند، می دانند که آقای پاکدل چه تلاشهایی در دوره های مختلف برای ایشان داشته و همواره حرمتشان را حفظ کرده اند. نیاز به نفاق از سوی شما نیست، دستتان رو شده است.

نوچه های تاجگردون ؟

گفته اید حضور در ستاد انتخاباتی: اتفاقاً آقای پاکدل تنها مدیرعاملی بودند که در هیچ ستاد یا میتینگ انتخاباتی حضور پیدا نکردند و حسرت اینکه نوچه های آقای تاجگردون بتوانند یک عکس مانند عکسهای مدیران عاملِ بعد از ایشان در چنین محافلی از ایشان داشته باشند را بر دلشان گذاشتند. ( به آرشیوتان مراجعه کنید ). ولی آنقدر بزرگ و مورد احترام بودند که به قول معروف مردم بویراحمد گفتند:” از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن”، و زمانی که بنا بر حمایت از کاندید خاصی را داشت، ارباب شما را در آن مناطق راه نمی دادند. بطوریکه با وجود اینکه کاندید مورد حمایتشان نفرسوم شد ولی در آن منطقه نفر اول شد تا شما همچنان بسوزید.

 تسویه حساب سیاسی 

گفته اید گوهرهای گرانبها خانه نشین شدند! اولاً یک نفر در زمان آقای پاکدل بلا سمت و خانه نشین نشد. ایشان هرکسی را پس از دادن سمت مناسب جابجا می کرد. اتفاقاً بعد از ایشان بود که با هدف تسویه حساب سیاسی و عقده گشایی افراد زیادی از جمله مدیر منابع انسانی، رییس روابط عمومی، رییس امور حقوقی، رییس خدمات مهندسی و مدیر امور مالی بلاسمت و خانه نشین شدند که برخی از آنها بعد از هفت سال هنوز هم ادامه دارد.

گفته اید ماشینهای استیجاری: پاسخ ماشینها استیجاری را در نقد چهارم و پنجم داده اند ولی بد نیست بدانید دقیقا برعکس فرموده اید تنها یازده دستگاه در زمان آقای پاکدل بکارگیری شدند که در همان نقد نوشته اند طبق چه ضابطه ای بوده و حتی یک دستگاه هم به افراد متمول، پیمانکاران، لیدرها و منتسبین به خوانین داده نشد برعکس دوره بعد از ایشان که هفتاد و چهار دستگاه تماماً به افراد خاص و با هدف رای گرفتن داده شدند (لیست آنها هم موجود است ).

کمیته جذب 

گفته اید چه کسانی عضو کمیته جذب بوده اند؟ دیگر باید واقعاً به سنگ پای قزوین گفت: زکی! لااقل قبول دارید که آن زمان کمیته جذبی بوده و اعضایی داشت. هر چند اعضای آن بهترین و معتمدترین افراد بودند ولی هر که بوده اند، حالا شما بگویید اصلا کمیته جذبی هست که اعضایی داشته باشد؟؟ !! وجود کمیته با هر اعضایی بهتر از دستور ارباب و پارتی بازی و تبعیض و بی عدالتی صد در صد نیست؟.

هیچ پسر شهیدی بیکار نیست

از خانواده معظم شهدا گفته اید: بدون تردید بهترین برخورد با خانواده شهدا در زمان آقای پاکدل بود. به گواه خود آن خانواده های معظم و نامه های تقدیر و تشکرشان و به گواه فرمایش آقای شریعت رئیس وقت بنیاد شهید و امور ایثارگران که فرمودند: آقای پاکدل با برنامه ریزی که شما کردید هیچ پسر شهیدی بیکار نیست و کسی برای معرفی نداریم.

تفرقه و جدایی میان بزرگان

از یکی از بزرگان یعنی آقای مهندس جشن‌ساز اسم برده اید: ایشان بزرگتر از آن است که از نامشان سوء استفاده کنید و از آن برای نفاق بهره ببرید. شک نکنید آقای جشن‌ساز و خاندان بزرگشان مشی و منش و جریان ارباب شما را نمی پسندید و کسی که نامه آقای جشن‌ساز را در کشو گذاشت مدیرعامل دو دوره قبل از آقای پاکدل بود. دوباره دستور ایشان را بخوانید و ببینید که به چه کسی دستور داده است ، چون آقای پاکدل در زمان آقای جشن‌ساز مدیرعامل نبودند (حداقل این را باید بدانید) و گرنه همانطور که حرمت آقای قلعه بانی را داشتند، حرمت آقای جشن‌ساز را هم داشتند. ( حتماً دستور ایشان را دوباره بخوانید، البته حتماً خوانده اید ولی هدفتان تفرقه و جدایی میان بزرگان شهرستان است، اما کور خوانده اید. )

آقای دهشی که شما او را ابزار قرار داده اید، دارای رای هیات بدوی بود و هیچ کس مانع ایشان نشد. ایشان بعنوان یک کسی که آوازه اش تا وزارت نفت پیچیده بود و هیچ حرفی هم برای دفاع از خودش نداشت. ایشان را همه می شناسند، جالب است که همین الان هم با رأی هیات اخراج شده و چند ماه است در به در دنبال برگشت مجدد به کار است.

آتش زیر خاکستر

 گفته اید محیط مقدس نفت: این محیط زمانی از تقدس می افتد که نوچه ها جای نخبه ها را بگیرند و هر کس به هر چه می خواهد می رسد و منافع سازمان فدای منافع افراد می شود. ( مانند همان موقع که شما دنبال گرفتن دکه بودی ولی آقای پاکدل باج نداد اما بعد از ایشان توانستی یک دکه بگیری و سالهاست بخاطر یک دکه قلمت را اجاره داده ای و حاضر نیستی واقعی تهای زمان آقای پاکدل را ببینی). و گرنه شایسته است که در هر زمانی با هر ارتباط و هر اتفاق نامتعارفی برخورد شود نه اینکه پرونده در هیات تحت رسیدگی باشد و توسط اتاق فکر و مسئولین نفت تکذیب شود و سپس بجای جسارت در شفاف سازی بخواهند از رسانه ها خواهش کنند که خبر را دست کاری کنند. به این می گویید آرامش یا آتش زیر خاکستر؟.

دروغ به این بزرگی

گفته اید جولان ساسیون!: جولان سیاسیون الان است که همه تصمیمات را خواهر و برادر و دفتر فلانی می گیرند و مدیران و مسولان بر مبنای برادر یا برادر خانم این و آن و میزان فعالیت و هزینه در ستاد و میزان سرسپردگی و لایک و کامنت انتخاب می شوند. چرا دروغ به این بزرگی می گویید؟

دلسوز سعید و محمد غلامی؟

آقای سعید غلامی را که اسم برده اید در همان حدی بود که آقای پاکدل شناخت و خودش هم ثابت کرد که آقای پاکدل بهتر از هر کسی او را شناخته بود وخیرش را می خواست. برنامه حالا خورشید و آن آبروریزی، علاف شدنش جلوی چشمان ارباب و بیرون کردنشان از گچساران یادتان رفته؟ لااقل همین حکم برکناری پریروز را نمی بینید؟ اتفاقاً آقای پاکدل در حالی که می توانست، با او بر خورد کند ولی حتی از معرفی او به بهبود محیط کار خودداری کرد هم خودداری کرد تا شرمنده اش کند. چرا دروغ به این بزرگی می گویید؟ اگر شما دلسوز سعید و محمد غلامی هستید چرا دراین مدت اربابتان و تیمش با آنها اینکار را کرده و به این روزشان انداخته اند؟ پس به فکر اینها هم نیستید. فقط از آنها بهره برداری سیاسی کردید و الان هم میخواهید ابزار نفاق قرارشان دهید ولی فکر کنم دیگر این عزیزان هوشیار شده باشند.

گفته اید موارد زیاد است: شما تا همین جا هم حتی از یک پرونده یا یک تخلف واقعی و مستند از زمان پاکدل اسم نبرده اید چون پرونده ی خاص و قابل ذکری نبوده است. هر چه گفته اید فقط دروغ و زاییده ذهن اتاق فکر ارباب هست. اگر بنا بر دروغ باشد با این  وجدان و تبحری که دارید می توانید ساعتها دروغ بنویسید!

 اربابتان مرید می خواهد نه مدیر

گفته اید دیگر آن دوران برنمی گردد: البته خودتان گفته اید خیلی ها می گویند یادش بخیر، ولی بدانید بارها از آقای پاکدل خواسته شده است که برگردد و سروسامانی به نفت گچساران بدهد ولی ایشان حاضر به برگشتن نبوده است چون معتقد است که در جاهای جدید مثمر ثمرتر است و در حد توان در گچساران خدمت نموده و با وجود ارباب شما نمی توان سر و سامانی داد چون اربابتان مرید می خواهد نه مدیر.

گفته اید تخریب مدیران: از ویژگیهای آقای پاکدل حمایت محکم و مستمر از مدیرانش بود و هست و شما خوب می دانید منظور آقای پاکدل چیست. دستتان رو شده نمی توانید نفاق افکنی کنید. آن آقای ارسلان نجفی هم که خواسته بودند بهره برداری کنند کور خوانده اند. اتفاقاً آقای پاکدل به آقای داودی تبریک گفتند که شما و ایشان با اسم بردن از امثال آقایان شاهرخ داودی و عوض زاده می خواهید افکار عمومی متوجه کسانی که به هم چیز گند زده و نهادهای نظارتی خواهان برکناری آنها هستند نشوند. لطفا خوبان نفت را فدای گندهای خودتان نکنید.

افتتاح زیرگذر

از نقش مهندس جشن ساز در پروژه ها گفته اید: هرچند با کمال تأسف مدیر عاملی آقای پاکدل همزمان با معاون وزیری و مدیر عاملی جشن ساز نبود و افراد تفرقه افکنی از جنس شما و اتاق فکر آقای تاجگردون سعی در فاصله انداختن داشتند ولی آقای پاکدل همواره اذعان داشته اند که در همه پروزه ها رد پا و تأثیر بسزای آقای مهندس جشن ساز مشهود بوده و تنها کسی است که در نقدهایش قدردانی زحمات ایشان بوده و هست، بر خلاف اربابتان که در افتتاح همین زیرگذر حتی حاضر نبود اسمی از ایشان بیاورد. با امید خدا شماها قادر به تفرقه میان نیروهای توانمند منطقه نخواهید بود.

عباسی شهردار وقت!

از زیرگذر گفته اید: زیرگذر دقیقاً پروژه ای بود که در مدیریتهای قبل از آقای پاکدل بلااقدام مانده بود و آقای پاکدل آن را اجرایی و تکمیل کرد و ارباب شما و مدیرعامل منصوبش فقط با آن عکس گرفتند. کمی به حافظه تان رجوع کنید یا لااقل از همان آقای عباسی شهردار وقت بپرسید.

از پیگیری پروژه ها گفته اید: اولاً چیزی به اسم کد وزارتی نداریم این دیگر از آن عباراتی است که از روی ناآگاهی می نویسید. ولی پروژه های کوچکی که مصوبه هیات مدیره مناطق را داشتند با جدیت تمام پیگیری شدند اما رویکرد وزارت نفت تغییر کرد و بنا شد پروژه های بزرگتر و به صورت متمرکز اجرایی شوند. لذا پروژه های مانند زیرگذر، فرودگاه، بیمارستان بی بی حکیمه، بیمارستان بعثت، مجموعه های ورزشی شهید افراز، شهید درخشان، شهید نریموسی، مجموعه باشت، زمین چمن و استخر انتهای بلوار بعثت، دانشکده نفت و …. اجرا شدند.

عجب رویی دارید

از پروژه های زمان پاکدل گفته اید: طرحهای زیادی از جمله طرحهای فوق الذکر انجام شدند و در نقد سوم با طرحهای هفت ساله دوران اربابتان مقایسه شده اند که حداقل در یک دوره سه ساله ده برابر دوره هفت ساله طرح ویژه انجام شده است. با این تفاوت که طرحها و پروژه ها طبق فرایند صحیح واگذار می شدند و پیمانکار، مشاور و مهندس ناظر، پسر عمه، داماد یا خواهرزاده پاکدل یا نماینده وقت نبودند. واقعا عجب رویی دارید. کاش بجای این همه رو کمی دید و سوی چشم داشتید!

راههای مواصلاتی پروژه های ملی بوده از وظایف نفت هم نبودند ولی همین کافی است که پاکدل را بعنوان مدیرعامل نفت هم تراز با نماینده می دانید و از ایشان توقع احداث اتوبان دارید که نشان از توانمندی ایشان است. ضمناً این جاده ها مصوب دوره قبلی بوده و در هر دوره پیشرفتی داشته اند.

مملو از پارادوکس

گفته اید فورکست: اگر از فورکست چیزی بدانید که مشخص است فقط اسمش را شنیده اید، متوجه می شوید فورکست آن دوره هیچ تفاوتی با این دوره نباید داشته باشد، چون مدیریت فنی شرکت همان مجموعه هستند، تازه در برهه ای از آن دوره همان آقای مهندس افکار هم حضور داشته اند. نوشته هایتان مملو از پارادوکس است.

اتفاقاً همانطور که آقای پاکدل در جمع بندی نقدهایشان نوشته اند باعث افتخاراست که تنها مدیر و مسئولی است که عملکردش را در معرض قضاوت قرار داده و از لحظه به لحظه و ذره به ذره آن دفاع کرده است.

تبعیض و بی عدالتی

گفته اید حالتان به هم می خورد: مردم از کسانی حالشان به هم می خورد که منتقدین را بلاک، کامنتهای مخالف را پاک، بی عدالتی، تبعیض، پارتی بازی ، حکومت خانوادگی ، رانت و سوءاستفاده را رواج داده و در مقابل نقدهای آقای پاکدل سکوت کرده اند و از کسانی که در نوشته هایشان اینگونه غیره مستند و به دروغ هر چه می خواهند می نویسند و به پاسخهای مستند توجهی ندارند و حتی ادب و نزاکت را که از ابتدایی ترین اصول نگارش است، رعایت نمی کنند.

دوره گندپیش!

 با همه اینها اینکه پذیرفتید که الان دوره گندپیش هست و تلاش کرده اید تا به گونه ای لااقل دوره آقای پاکدل را نه با دوره اربابتان بلکه با دوره آقای رحمتی مقایسه کنید تا بلکه نقطه ضعقی در آن بیابید گویای همه چیز است.«به امید آینده ای بهتر و روزهایی روشن»

این مطلب بدون برچسب می باشد.

یک پاسخ به “جوابیه ای به مطلب گندپیش بهنام عکاشه/مشخص است چقدر اتاق فکرتان وارفته و اربابتان این روزها عصبانی است”

  1. سمیه عکاشه گفت:

    بهنام عکاشه استاد قلم است و قلمش همیشه پایدار خواهد بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *