١٩ آبان | واکاوی و تحلیلی تاریخی بر چرایی اتفاقات ٩ دی گچساران

  • تاریخ انتشار خبر: دوشنبه, ۱۰ دی , ۱۳۹۷ | ۲۱:۲۱ | کد خبر : 24648 |
  •   

    .

    سخنی با همشهریانی که در ۹دی و روز بصیرت با بی بصیرتی شعار علیه مرحوم حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی سر دادند.
    از آغاز تاریخ اسلام و بطور دقیق تر از زمان ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام تا عصر حاضر دو گروه بیشترین ضربات را به تشیع انقلابی و ولایت وارد کرده اند.
    ۱. گروه اول عافیت طلبان و کسانی بوده اند که تا وقتی، قضایا بر وفق مراد بود، سینه برای ولایت چاک می دادند اما با کوچکترین مشکل پشت ولایت را خالی می کردند. در حقیقت سره از ناسره در وقت امتحان هویدا می شد. بدون شک یکی از دلایل صلح امام حسن علیه السلام همین رفیقان نارفیقی بودند که در هنگام سختی و آزمون الهی راه خود را از ولایت جدا کردند.
    ۲.گروه دومی که به تشیع انقلابی و ولایت ضربه زده اند و البته ضربات آنها کاری تر و خطرناک تر از عافیت طلبان بوده، کسانی بوده اند که خود را جلوتر از ولایت می‌دیدند. خواننده تاریخ احساس می کند اینان جز ضربه زدن کاری دیگر نداشته‌اند. این دسته نه فکل کرواتی بوده اند و نه غرب و شرق زده که اتفاقا پیشانی همه از کثرت سجود پینه بسته بود ولی چون ولایت را نشناختند ضربات انان از امپریالیسم های زمانه خودشان کاری تر بود و ناخواسته کار آنان را انجام داده اند.
    دو نمونه تاریخی را ذکر میکنم که قضیه روشنتر گردد
    ۲.۱ خوارج : این گروه که ابتدا خود را از شیعیان امام علی علیه السلام میدانستند و به گواه تاریخ در ذکر و سجود شهره و پیشانی پینه بسته از کثرت عبادت داشتند، در جریان صفین و قضیه حکمیت چنان تند رفتند که خود را انقلابی تر از ولایت یافتند و با تشکیل میلیشیای نظامی به سرکردگی( عبدالله بن وهب راسبی) شورش و با شعار ” لا حکم الالله” نهروان را بر ضد ولایت براه انداختند. در حقیقت روح مارقین پر از عصبیتهای ناروا و خشکه مقدسانی بودند با جهالتهای خطرناک
    ۲.۲ فرقان: گروهک فرقان : این گروهک نیز به سرکردگی اکبر گودرزی در تاریخ معاصر ایران جزو همین دسته ای بودند که خود را جلوتر از ولایت انقلابی امام خمینی می دیدند. رهبر گروهک اکبر گودرزی بدون آنکه حتی حاشیه ملا عبدالله را خوانده باشد خود را انقلابی تر از ولایت و مفسر قرآن میدانست و بامثال شهید بزرگوار دکتر مطهری انگ ماتریالیسم منافق میزدند. استادی می گفت این گروهک برای ترور تاکسی ای را به زور از صاحبش می گرفتند ولی همینکه حرکت میکردند یکی می گفت مال حرام هست و راننده امشب پول ندارد برای خانواده اش ببرد و تاکسی را برمیگرداندند، این افراد نیز چون ولایت را نشناختند و خود را انقلابی تر از ولایت می دیدند ناخواسته تبدیل به مهره امپریالیسم شرق و غرب شدند و خون امثال شهید مطهری، شهید قرنی و شهید مفتح را بر زمین ریختند.
    بعد از ترور نا موفق مرحوم هاشمی رفسنجانی بدست این گروهک، امام در صحیفه امام جلد ۷ صفحه ۴۵۹ می فرماید:
    ( جناب حجه الاسلام مجاهد متعهد آقای هاشمی عزیز. مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد. از بیمارستان پیام داد:” به رضا خان بگویید من زنده هستم” مدرس حالا هم زنده هست. مردان تاریخ ‌تا آخر زنده هستند. بدخواهان بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است…. اینان با این تلاشهای احمقانه نمی توانند شخصیت انسانی اسلامی مطهری و هاشمی را ترور کنند)
    خلاصه مطلب اینکه مرحوم هاشمی جدای از بعض اختلاف نظرها مخصوصا در جریان فتنه ۸۸ ، هم همکار و هم دوست و یار قدیمی رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بود و از جمله مردانی بوده ولی امر مسلمین بر وی نماز گذارد، آیا شعار دهندگان خود را جلوتر از رهبری میدانند که همه میدانیم و خود ایشان هم تاکید کرده اند که انقلابی هست.
    به شخصه مخالف اقدامات یکی دو سال اخیر نماینده محترم گچساران و باشت هستم دلیل آن هم نه شخصی بلکه معتقدم در بسیاری از زمینه ها از راه عدالت دور شده اند، اما اگر برادرانی که در ۹ دی با این نیت بر ضد مرحوم هاشمی شعار دادند سعی در تحریک نماینده داشته اند باید بدانند کار بدون فکری انجام داده اند. چرا که بیشترین برداشت از این اقدام نابخردانه را خود نماینده کرده است. اقدام بدون بصیرت، نابخردانه و بدور از عقل و منطق فرد یا گروهی باعث شد که جناح یا طیف نزدیک به اصلاحات آن را وسیله تبلیغاتی خود قرار دهند.دسته ای که تا دیروز اعتقادی به ۹ دی نداشتند و در دوران سردار اصلاحات اتفاقا جناب مرحوم هاشمی را عالیجناب سرخپوش لقب می دادند و کتاب می نوشتند و نیز حتی پا را فراتر گذاشته و بعد از شرکت و قبولی ایشان در مجلس ،آنقدر فشار و طعن زدند و نقد غیر منصفانه کردند( مرحوم هاشمی آخرین نفر در حوزه تهران قبول شده بود و به نوعی برچسپ میزدند که ایشان با تقلب آرا کسب کرده) که مرحوم هاشمی عطا رفتن به مجلس را به لقایش بخشید، باز دستاویز جدیدی برای هر چه بیشتر شکاف انداختن در این شهر به نفع مصادره ی آرا آینده یافتند، و این بار در نقش حامیان مرحوم هاشمی ظاهر گشتند همانند اسلاف خود در پایتخت.
    فضای مجازی که در واقع فضای واقعی شهر ماست بیشترین استفاده را کرده ،
    از پخش سخنان رهبریت جامعه در مدح هاشمی گرفته تا اعلامیه و دستور به این نهاد و آن نهاد. گویا مشکلات اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی شهر، عدم عدالت و رانت ها و مشاغل برای افراد نورچشمی مشکل این شهر نبوده و فقط فریاد وا مصیبتا برای اقدام گروهی نادان سر داده و آن را برچسپ برای مخالفین ایدئولوژیک خود قرار داده اند.
    در حقیقت بعد از آنکه سهمیه مشاغل شهر مختص اولاد و اعیان ریش سفیدان طوایف به جای نخبه های علمی شد و البته طبقه کارگری نیز روز به روز وضعیت بدتری را تجربه کردند و البته از قِبَِلِ آن ،نوعی خود آگاهی به نابرابری اجتماعی اقتصادی و حتی فرهنگی بین توده پدید آمد و اکثریت توده ها معترض به آن بودند ، تنها راه چاره را فرار به جلو دیده اند و چه بهانه ای بهتر از سو استفاده از اقدام چند نفر از نادانان تاریخ در روز ۹ دی.
    در آخر کاش فضایی فراهم بود و در این شهر رفراندومی با این موضوع که ( آیا شیوه استخدامات فله ای در این شهر را معیار با عدالت میدانید یا نژادی طائفه ای؟)

    وارتان

    انتهای پیام/پایگاه خبری تحلیلی 19 آبان
    برچسب ها:
  • نظرات در مورد » “واکاوی و تحلیلی تاریخی بر چرایی اتفاقات ٩ دی گچساران”
    1. ناشناس گفت:

      یادم مییاد دور سوم مجلس آقای اسلام پور کاندیدای مجلس تو خیابان بلادیان جنب بانک صادرات قدیم داشت سخنرانی انتخاباتی میکرد و از تاجگردون انتقاد میکرد اهل کازرون بود و کارخانه گچ داشت پسر دایی تاجگردون شریفی خودش را به عنوان مسول بلند گو جا زد ما تو جریان بودیم نزدیک به صد بار با کمک بقیه فامیل بلند گو و سیستم صوتی را قطع و وصل و کم و زیاد میکرد بطوری که سخنران نتوانست سخنرانی کند و علنا موضوع را با صدای بدون بلند گو به مردم گفت این کارها و نفوذ و شعار دادن بدون هماهنگی مسولین مراسم و…. قبلا هم بوده


    امروز یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸
    آخرین مطالب