• تاریخ انتشار خبر: سه شنبه, ۲۴ مهر , ۱۳۹۷ | ۱۰:۴۲ | کد خبر : 21706 |
  •   

    .

    چرخش از مناسبات سیاسی و مدنی و حرکت در مدار و مسیر اندیشه ورزی بسوی مناسبات قومیتی طرح ناجوانمردانه و بسیار خطرناکی بود که با برنامه ریزی خاص در مناطق و شهرهایی که طراحان احتمال استقبال از آن را می دادند هم دفعتاً و هم به تدریج به اجرا گذاشته شد و متاسفانه در این برنامه ریزی که به جاهلیت قبل و صدر اسلام شبیه بود افراد و دستجاتی که خود را اهل فضل! می دانستند و یا برای آنها جایگاه اجتماعی و سابقه سیاسی هم ساخته و تراشیده بودند اما در حال انجام ماموریت برای اختلاف افکنی بودند سازماندهی شده و با دستور از جاهای خاص و با وعد و وعید وارد میدان شدند و با نقاب نوع دوستی و چهره ساختگی سیاسی قومیت گرایی را آغاز کردند.

    ابتدای این جریان رذیلانه برای شکست دادن جناح سیاسی مورد اعتماد و اطمینان مردم بود که در بزنگاههای انتخاباتی با گرایش سیاسی خط امام که بعدها بنام اصلاحات معروف شد همدل و همگام بودند و رقیب را در هر برهه ای شکست داده و بر آرمان سیاسی و مدنی خود استوار بودند، لذا عده ای وقتی به این نتیجه رسیدند که نمی شود یک جناح سیاسی پر نفوذ را از طریق انتخابات و سازوکارهای دموکراتیک معزول و منکوب و از میدان بدر کرد چاره را در این دیدند تا با تجزیه و تفرق افکندن میان اقوام و شخصیتهای بانفوذ از رشد و بالندگی آن جلوگیری کنند.
    قوم ترک و قوم لر راه انداختند و افرادی از هر دو جناح سیاسی مطرح را در آن گنجانده و با نقاشی شخصیت سست و منفعل آنها و برخی را نیز به سبب ضعفهایی که داشتند و برخی را به سبب حقارتهایی که در آنها مشاهده می شد با قولهایی که به آنان داده شده مامور از هم گسیختن جناحهای سیاسی نمودند و مردم را در میان دوقطبی و چند قطبی های کاذب قومیتی گرفتار کردند.
    وقتی به ادبیات سیاسی این قربانیان پست و صندلی که در لوای قومیت ماموریت خود را انجام می دهند در گذشته و حال نگاه می‌کنیم، فضا و زبان را سرشار از کین‌خواهی می‌بینیم که لباس دین‌داری به تن کرده و از آرمان اجتماعی و سیاسی سخن می گویند؛ حال آنکه در دین و در نیای مدرن و در عالم سیاست بنا بر نص صریح دین مذموم ترین عمل تکه و پاره کردن جامعه از طریق قومیتهاست.
    در اکثریت این موارد، دین‌خواهی ملوث شده و بازیچه قرار گرفته و بلکه کین‌ورزی است که شلتاق می کند و بر دامنه اختلاف می‌دمد و چه ریاکارانه انتقام از جناح سیاسی و تشفی خاطر خود را قیام برای حدود و احکام الهی می‌گذارند. در بسیاری از موارد، بیشتر هوای نفس است و بی‌تقوایی است که جولان می دهد تا مجاهدت با نفس و تقوا که اگر تقوا بود می بایست «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» سرلوحه عمل قرار می گرفت نه «ان اکرمکم عندی قومی»
    نمونه و شیوه ای که قومگرایی را ترویج و موجب اختلاف افکنی و انزوای پرهیزگاران و متنفذان سیاسی میشود را می توان در دستگاه خلافت عباسی و تبلیغات آنها علیه شیعیان و زبان جدلی و ناسزا بجای استدلال و پیروی از حق دید و دیدیم که چه بلایی را بر سر مسلمین و جامعه اسلامی آوردند و جاهلیتهایی که قوم و نژاد را برتر می دانستند و حتی بتهایشان را برتر؛ و تاریخ مملو از اینگونه جنایتهاست که بر بشر و بر اسلام و مسلمین رفته است و معلوم نیست جاهلیت امروزی که مجدداً به احیای قومیت گرایی روی آورده چگونه می تواند ادعای مسلمانی کند و با چه توجیهی می خواهد در روز جزا حاضر شود، به تکلیف عمل کردم و یا مجبور شدم و یا شهوت پست و کرسی داشتم و ….. قابل قبول نیست که او سخت انتقام می گیرد و در پیشگاه او دیگر فریب مجال جولان ندارد.
    متاسفانه گچساران و باشت مبتلای به این نحوه مشی قومیتی شده است و نحله جاهلیتی زمام امور را بدست گرفته و این روزها شاهد هستیم که تغییر مدیران نه بر پایه تخصص و تجربه و دین مداری و انقلابی گری و شایسته سالاری است و عده ای که از قبل بنا بر دستور قوم لر راه انداخته اند و اختلافات را پدید آورده اند امروز ادعای مزد خود می کنند و می خواهند به هر طریق ممکن در بلبشوی اقتصادی و سیاسی این روزها آنچه را که به آنها وعده داده شده بود را بدست آورند.
    همه اقوام محترم هستند و در هر قومی انسانهای بزرگ و تحصیکرده و روشنفکر و هدایتگر هستند که در برخی جاها و مسئولیتها می توان از توان علمی و تخصصی و شایستگی آنها جهت پیشرفت منطقه بهره برد ولی در کمال تاسف می بینیم که در انزوا هستند و اگر هم در جایی فرد شایسته ای با مدیریت و تدبر توانسته است تحولی ایجاد نماید و در حیطه کاری خود پیشرفت و رونقی را رقم زند اسیر تفکر قومیتگرایی شده و مورد بغض و حسد و کین ورزی که شالوده جاهلیت است قرار گرفته و عزل می شود، نماینده و مسئولین گوش بفرمان بالاتر اگر در چرخه رواج قومگرایی به کسانی که برایشان کاری انجام داده اند قولهایی را در واگذاری مناصب داده اند توجه داشته باشند که اگر هم عمل آنها از دید مردم پنهان باشد خداوند حی و حاضر است.
    استاندار و مجموعه های زیردست هرچند تا کنون با سعه صدر اتفاقات را نگریسته اند و در فرصت اندک و در موقعیتی که وضعیت نابسامان اقتصادی و تشنجهای سیاسی دامنگیر کشور شده است تغییرات ملموسی را در استان باعث شده اند و نسبت به سایر مناطق موفق بوده اند اما سکوت در برابر عزل یک مدیر شایسته بخاطر قول و قرارهای نمایندگان و بانیان قومیتگرایی می تواند ضمن تشدید بی اعتمادی مردم موجب حرمت بخشیدن به رویه خطرناک اختلاف افکنی در استان شود که فردا و فرداها قوم های دیگر هم ادعای حق خواهند کرد و البته اگر مدار بر این قرار باشد حتماً همه اقوام حق خواهند داشت تا فرزندان خود را در مناصب قرار دهند که اگر غیر از این باشد دلیلی ندارد در عرصه های سیاسی و اجتماعی و انتخاباتی حضور فعال داشته باشند و از امروز شاهد هستیم اقوام یک به یک ادعا دارند و شاید فرزندان آنها شایسته تر باشند.
    اگر قوم گرایی خوب است و جواز آن صادر شده و نمایندگان و مجموعه های مدیریتی استان این رویه را مناسب می دانند ملتزم هستند همه اقوام را در موقعیتها و کرسی ها دخالت دهند.
    اگر این رویه مردود است جلوی آن را بگیرند و اصل را برشایسته سالاری و توان مدیریتی و علمی و دینی قرار دهند و مدیرانی که اقوام خود را به منصب می رسانند مورد مواخذه قرار دهند.
    برای نمونه آموزش و پرورش یکی از قربانیان باج خواهی قومیتگرایان و بانیان تحت امر شده است که در این وانفسا مطالبه مزد خود می کنند. این مزد را چند بار باید بگیرند خدا عالم است ولی مدیران موفق را باید حفظ کرد نه قربانی.
    این شهر به سبب روند نامیمون قومیگرایی استاد از دست دادن است، اگر دلسوزی درد دین و مردم دارد جلوی این از دست دادنها را بگیرد و این شهر را از این بلیه نجات دهد.

    برچسب ها:

  • نظرات در مورد » “مدیر موفق گچسارانی در باتلاق قومیتگرایی”
    1. فرهنگي گفت:

      مدیر فقط پورالحسینی


    امروز جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷
    آخرین مطالب