کد خبر : 18360
تاریخ انتشار : شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷ - ۸:۳۹

تاجگردون منطق فازی ، نظریه نسبیت و عدم قطعیت

ابوذر صالح نسب

فعال سیاسی

پایگاه خبری تحلیلی 19 آبان؛

در این مقال کوتاه قصد پاسخ به منتقدان دکتر تاجگردون را ندارم بلکه به دنبال کنکاشی علمی در روشها و بینشها و مبانی ذهنی و اندیشه های ایشان هستیم.

همه کسانی که در زمینه های فنی و‌مهندسی و علوم پایه دارای تحصیلات آکادمیک هستند با مفاهیم منطق فازی ٬نظریه نسبیت و عدم قطعیت آشنا هستند و در اینجا هم قصد درس دادن این مفاهیم نیست بلکه کنکاشی در آنها با هدف تحلیل تاجگردون خواهیم داشت.اما اینکه چه ارتباطی بین این مفاهیم پیچیده علمی و تاجگردون وجود دارد دلیلش نوع روشها و فرآیندهای تصمیم سازی و عملکرد وی است.

عمدتا ذهن های ما بر حسب عادت و آموزشهای فراگرفته و شرایط محیطی با منطق کلاسیک و دو ارزشی صحیح و غلط خو گرفته است و تلاش داریم همه استنتاجهایمان را با این منطق نتیجه گیری کنیم .لذا همیشه با دایره محدود دانش و نگاه سیاه و سفیدمان همه چیز را فارغ از اینکه امکان سنجش همه ابعاد یک موضوع برایمان وجود ندارد تحلیل می کنیم.منطق فازی منطبق بر مجموعهای فازی و مبهم که از حضورش در مباحث علمی حدود چهل سالی است می گذرد و با تلاش پرفسور لطفی زاده ایرانی به دایره علم و دانش اضافه گردید با تکیه بر مفاهیمی چون نسبیت و عدم قطعیت امروزه باعث تغییرات بنیادین در تمامی سیستمهای اقتصادی اجتماعی دنیای توسعه یافته گردیدند به دنبال یافتن راهکار برای همه حالاتی هستند که نه سیاه هستند و نه سفید‌.همه حالاتی که بر اسای عدم قطعیت نه دارای احتمال وقوع صفر هستند و نه احتمال وقوع صد.همه حالات ممکنی پیرامون یک مسئله که امکان بررسی و اندازه گیری همزمانشان وجود ندارد.

اگر همزمان دیدگاههای منتقدین تاجگردون و خودش را تحلیل کنیم خواهیم دید مشکل از روشهای نادرست تحلیل منتقدانش هست فقدان زبانی مشترک و عدم آشنایی آنها با مفاهیمی که دیدگاههای تاجگردون بر آنها استوار است .

بارها در ادبیات منتقدان ایشان دیدیم که نتیجه گیری می کنند تاجگردون دارای شخصیتی پاردوکسیکال است و اینکه آیا اصولگراست اصلاح طلب می باشد یا اینکه آیا همزمان میشود آب هم زلال باشد هم کدر و از این دست مسائلی که با منطق کلاسیک در مورد ایشان نتیجه گیری می کنند.

به راستی اصلاح طلبی و اصولگرایی چیست .آیا میشود این مفاهیم را با مصداقهایی غیرعلمی تعریف نمود!

اما اگر در صحبتها و روش ها و فرآیندهای تاجگردون در سیستم تعریف شده اقتصادی اجتماعی اش تآمل کنیم خواهیم دید که تحلیل و فهم تاجگردون نیازمند منطق چندارزشی و پبچیده فازی است و نه منطق دوارزشی کلاسیک.

تاجگردون هم در سخن هم در عمل و اجرا بارها تلاش نموده مفاهیم موجود جامعه پیرامونش را از پایین ترین سطوح شهرستان تا بالاترین سطوح کشور بازتعریف نماید و بگوید چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.بارها شنیدیم مفاهیمی چون اصلاح طلبی و اصولگرایی  و گرمسیری و سردسیری و ….به شکل دیگری هم در عمل و هم در سخن به گونه ای دیگر از سوی ایشان مطرح گردیده است.واقعیت این است که همه مفاهیم پیرامونی ما مرتبا نیازمند بازتعریف و بازخوانی بر مبناهای روش مند و علمی هستند و برای توسعه نیازمند استفاده از منطق چند ارزشی هستیم.جامعه پبچیده امروز دیگر تاب آوری گفتمانهای یا من یا تو را ندارد و هم من باید باشم و هم تو.واقعیت این است در بین خوب و بد و در بین صفر و یک بی نهایت مفهوم و عدد هستند که به عنوان پارامترهای پیدا و پنهان بر تمامی امور زندگی بشر تآثیرگذارند.دکتر تاجگردون دانش آموخته برنامه ریزی است و به خوبی دریافته است که جامعه امروز نیازمند تصمیم گیریهای چندمعیاره و چند ارزشی هست اما به جای آنکه به زبان آورد٬ رویکرد و برنامه هایش را بر این مبناهای علمی قوی بنا نهاده است و خوشبختانه پیامدهای مثبت این نوع نگرشش را به وضوح در تغییرات بنیادی و در همه ابعاد حوزه انتخابیه اش می بینیم.

به قول مولانا

هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

سر من از نالهٔ من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.